واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

aberacio
(1) اختلاف بین مکان ظاهری انحراف از گونه طبیعی و واقعی سیاره (2) (3) عدم انطباق کانونی، انحراف (4) انحراف از حالت عادی
aglo
عقاب، قرهقوش (2) نشان (1) صورت فلکی [با حرف بزرگ اول] عقاب (3) انسان تیز هوش [مج] نسر طایر (4)
Alciono
روشنترین ستاره هفت ستاره برج ثور، پروین ثریا
Aldebarano
ستاره دبران، ستاره روشن و قرمز صورت فلکی ثور، الدبران
Alfardo
ستاره اصلی صورت فلکی شجاع، مار آبی
Algolo
پرساووشی‌ها، ستاره دوگانه پرساووش یا غول در صورت فلکی بتا
Altairo
نسر طایر، ستاره قدر اول عقاب
altitudo
(1) بلندی، ارتفاع، فراز (2) زاویهای که یک جسم سماوی با افق می‌سازد
Amforo
(1) دلو یا آب روان گروه اختران در جنوب فرس (2) علامت یازدهمین صورت فلکی از بروج دوازدهگانه
Andromedo
صورت فلکی مرآت المسلسله، زن زنجیری
Antareso
ستاره قلب العقرب، ستاره اصلی برج عقرب، آلفا
apogeo
(1) دور ترین نقطه مسیر مداری اجرام سماوی نسبت بزمین اوج، نقطه اوج [مج] (2)
apsido
نزدیکترین یا دورترین فاصله یک سیاره با خورشید، اوج، حضیض
Arieso
[ŝafo(4&5) نگا:]
aspekto
(1) نمود، سیما، جنبه، چهره، لحاظ، نظر (2) وجه (3) نمود ظاهری اجرام آسمانی از سطح زمین
asteroidoj
خرده سیاره‌ها، سیارکها
aŭroro
(1) لحظه سرخی آسمان صبحگاهی، طلوع امید (3) نور قطبی [مج] شفق (2) nordlumo=
aŭstrala
مربوط به نیمکره جنوبی
azimuto
رأسالسمت، آزیموت
Baleno
صورت فلکی استوایی نهنگ
berenica hararo
برنوس، نام ستاره کوچکی در انتهای دم صورت فلکی اسد
Cefeo
قیفاووس، صورت فلکی شمالی بین ستاره دجاجیه و قطب شمال
Centaŭro
صورت فلکی قنطورس
cielmekaniko
مکانیک سماوی
deklinacio
(1) تصریف، صرف اسم ضمیر یا صفت (2) زاویه میل ستاره با خط استوا (3) انحراف زاویه عقربه قطبنما از شمال واقعی
delfeno
ماهی یونس، گراز (1) صورت فلکی [بزرگ با] دریایی (2) «ماهی یونس»
diurno
دوره 42 ساعت شبانه روز
domo
(1) خانه، سرا (2) مأوا، دار، بیت، جایگاه (3) خاندان، اهل بیت، (4) برج، هریک از دوازده خانه منطقة البروج
eklipso
کسوف یا خسوف
ekliptiko
(1) مدار انتقالی زمین (2) مدار حرکت ظاهری خورشید
ekvacio
معادله (2) اختلاف بین (1) زمان حقیقی و زمان قرار دادی یا تعادلی
ekvatorialo
تلسکوپ نجومی
ekvinoksaj punktoj
نقاط اعتدالین
ekvinokso
زمان برابری طول شب و روز، نقطه اعتدال
epakto
فزونی ایام سال شمسی نسبت به سال قمری (تقریباً 11 روز)
fazo
(1) اهله (مثل اهله قمر)، منظر، صورت (2) مرحله (3) مرحله یا نقطهمتوازی در حرکت دوری (4) فاز (5) اشکال نمود یا پیدایش همزمان
Fiŝoj
صورت فلکی و برج حوت
fotosfero
طبقه نور افشان کره خورشید
galaksio
(1) کهکشان، کهکشان راه شیری (2) مجمع الکواکب
Ĝemeloj
(1) صورت فلکی جوزا دو پیکر توأمان (2) برج جوزا، علامت سوم منطقة البروج
geocentra
(1) حاکی از مرکزیت زمین (2) با این نظر که گویی از مرکز زمین رؤیت می‌شود
graviti
تحت قوه جاذبه قرار داشتن بطرف مرکز نفوذ کشیده [مج] یا حرکت کردن، شدن - گرویدن
heliocentra
اندازه گیری شده نسبت بمرکز کره خورشید
heliokemio
شیمی خورشیدی
hemisfero
(1) نیمکره زمین (2) نیمهشمالی یا جنوبی فضا نسبت به خط استوای نیمکره نیمکره مغز (4) زمین (3) duonsfero=
Herkulo
"Heraklo" (1) نام لاتینی (2) صورت فلکی هرکول یا هرقول- زانو زده
Hiadoj
V مجموعه ستارگانی بشکل رأس صورت فلکی ثور شامل الدبران اشتران ماده
Hidro
الشجاع، مار آبی
Hundoj
تازی‌ها، سگان شکاری، صورت فلکی آسمان نیمکره جنوبی
ikaro
خرده سیاره
imersio
(1) ورود یک سیاره به سایه سیاره دیگر (2) سیستم یا دستگاه اضافی میکروسکپ مخصوص مشاهده اجسام داخل مایعات
Jupitero
(1) نام تشریفاتی زئوس خدای خدایان رومی (2) (Jovo-patro)سیاره مشتری
Kankro
صورت فلکی سرطان رأس السرطان
Kaprikorno
برج جدی، نشانه دهم منطقة البروج، راس الجَدی
Kaprino
در] ستاره عیوق یا ارابه ران [کالسکه چی‌منظومه
Kasiopeo
گروه اختران ذات الکرسی خداوند اورنگ
koĉero
(1) درشکه چی، کالسکه ران منظومه کالسکه [با حرف بزرگ اول] (2) چی یا ارابه ران ما بین جوزا و پرساوش
kometo
ستاره دنباله دار، ذوذنب
konjunkcii
در قران بودن
konjunkcio
(1) حرف ربط، عطف، حرف عطفی که چند قضیه را بهم پیوند می‌دهد )kaj, aŭ, sed, nek (مانند subjunkcio (2) kunordiga konjunkcio= حرف عطفی که تابع قضیه را به قضیه اصلی )dum kiam, ke, seمی‌پیوندد (مانند: (3) اقتران، قرانsubordiga konjunkcio=