واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

bagaĝo
(1) توشه، بار و بنه مسافر (2) pakaĵo=بسته ها یا چمدان همراه مسافر «باگاژ»
balasto
(1) هر چیز سنگین مثل شن و ماسه که برای ایجاد تعادل در ته کشتی یا بالون انباشته می‌شود (2) شن ریز شکسته سربار، مزید بر علت [مج] زیر تراورسها (3)
bloksekcio
کانتون
bloksistemo
سیستم حفظ فاصله معین بین قطارهای در حال حرکت
bremsreĝimo
شرایط فنی راهاندازی و تأثیر و کاری بودن ترمز بادی
drezino
«درزین» وسیله نقلیه خدماتی چهار یا سه چرخه روی ریل
eltrakiĝi
از خط خارج شدن
enstacia itinero
مسیر حرکت «ایستگاه به ایستگاه» قطار
feruti
اتومبیل باری یا دوبه را روی واگن حمل کردن
frogo
)V قلب سوزن (بشکل
garaĝtrako
خط واگنخانه
gvidrelo
باله انشعابی ریل
itinero
(1) تمامی مسیر سفر و غیره، خط سیر (2) نمایش گرافیکی فواصل و جهات پیموده شده توسط نقشهبردار یا اکتشاف کننده (3) تمامی یا قسمتی از مسیر مسافرت یا حمل و نقل مشخص شده با شهرهای سرراه یا با ارقام فاصله ها
kanguruvagono
واگن کمرشکن
katenario
نظام اتصال دائم برق واگنها در راه آهن برقی
kaucukkadro
پوشش لاستیکی فانوسی برای ایمنی
klasifikejo
ایستگاه مانوری یا باری
komutnadlo
هریک از ریلهای سوزن [ق.ا] nadlorelo=یا دوراهه ریلهای متحرک
korespondo
korespondaĵo (1) تبادل نامه (2) (3) امکان ارتباط یا ادامه سفر با وسیله نقلیه بعدی تا مقصد نهایی
lazarettrajno
قطار بیمارستانی
limprofilo
پروفیل فضای آزاد یا قواره خط، گاپاریت خط (ابعاد مجاز واگن با بار برای عبور سالم)
motorvagono
واگن موتور دار (اتوماتریس)
nadlorelajo
تیغه سوزن
platformo
(1) سکوب یا قسمت مسطح کوه- بلندی قسمتی از کف تالار (2) سکویی که توپ روی آن نصب میشود (3) کف واگن- اتوبوس و مشابه محل مسافرین سرپایی (4) کف زیر خطوط راه آهن (5) بیانیه حزبی هنگام انتخابات
pulmano
واگن لوکس و بسیار راحت
rangi
واگنها را بترتیب مقصد و نوع بار جدا و ردیف کردن
regejo
مرکز سوزنبانی و فرمان علایم و مسیرها
reĝimo
(1) نظام حکومتی، روش حکومتی (2) روش ادرای (3) شرایط و طرز راه اندازی ماشین- دستگاه- مدار جریان یا جریان آب رودخانه (4) شرایط جابجایی و حمل کالا
relingo
بست ریل به تراورس
relŝuo
کفشک فلزی برای گذاردن روی ریلها و جلوگیری از فرار واگنها در مواقع اضطرار
rigli
(1) با چفت کشویی بستن (2) با علامت راه را بستن
sablujo
(1) ظرف ماسه که در مواقع اضطرار برای کمک به توقف قطار محتویات آنبروی ریلها پاشیده می‌شود (2) ماسهدان رطوبت گیر یا مرکب خشک کن در قدیم
signalejo
اطاقک فرمان علائم، برج علامت دهنده و مشابه
signalilo
دکل و مشابه دارای صفحات و بازوهای متحرک یا چراغهای رنگی برای فرامین حرکت در شب و روز
trakcio
حرکت دادن قطارها بوسیله لکوموتیو یا بوسیله موتورهای داخلی واگنها
trakforkisto
سوزنبان
trakforko
سوزن یا دو راهه
trakregadejo
محل کنترل مسیر قطارها
traksterni
ریلگذاری کردن [شامل تراورس ها]
turnoplato
برای تغییر] سینی دوار (2) صفحه گردنده گرامافن [جهت لکوموتیوها بعنوان پیشاوند:plat کلمه d platpano, platŝtono, platfiŝo