واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- aliteracio
- همگونی آوایی، تجانس آوایی
- alofono
- واجگونه قابلتلفظ با چند صدا
- alsio
- حرکت بندشی یا نیمه انسدادی دهان دندانها زبان پیش از ادای حرف ناخود آوا
- alveolaro
- لثوی، صدایی که با نزدیک بالایی دندان جلویی اداشدن نک زبان به لثهs- d- tشود مثل
- apika
- دارای شیب تند نوک زبانی
- artikulacia punkto
- مخرج تلفظ هر حرف در دهان
- artikulacii
- اندامهای صوتی را بطور مشخص بکار انداختن، تلفظ کردن
- artikulacio
- ایجاد صوت بوسیله اندامهای صوتی
- asimili
- (1) در خود تحلیل بردن، در بدن جذب کردن (2) عقاید شخص دیگر را فرا گرفتن، گروه بیگانه را با جامعه خود در هم آمیختن، یکسان همجنس کردن (3) صوت کلام را با صدای حرف مجاور تلفیق دادن مثل سمبه و] تبدیل حرف ن به م قبل ازحرف ب [سنبه و سمبل و سنبل
- aspiracio
- واج ادا شده hحلق مثل از
- bilabialo
- صوت حرفی که با جمع کردن لبها یا کوچک کردن دهان ادا میشود
- buskanalo
- مجرای شکل گرفته با دهان باز و مجرای تنفسی
- diftongo
- واکه مرکب، مصوت eŭ, aĵترکیبی مثل
- disonanco
- (1) نامطبوعیت صداها، تنافر فقدان [مج] اصوات، تنافر واکهای (2) هماهنگی
- dorso
- پشت شانه، پشت سر (1) (2) قسمت غیرفعال وسایل، ظهر، پشت پشت و بالای زبان
- dura
- (1) روئین، سخت، سفت (2) [بویژه در مورد زبانهای اسلاوی] زمخت خشن [مج] (3)
- ejektivo
- صوت فورانی
- fajfo
- سوت، صفیر
- fermita
- مختوم به حرف [درمورد سیلاب] بیصدا
- fonemo
- واج، واک
- formanto
- (1) شکل یا تشکیل دهنده، متشکل کننده (2) حد فرکانسهای تشکیل دهنده صوت حنجره
- forsio
- بازگشایی اندامهای صوتی در مرحله سوم ادای حرف ناخود آوا
- frikativo
- حرف سایشی، صدای سایشی ĥ- ĵ- z- ŝ- v- fمثل
- gingivalo
- حروف لثوی مثل: ŝ- ĝ- c
- glota plozivo
- بستواج چاکنایی
- glotigita
- چاکنایی، صوت ادا شده با بسته شدن دهانه حنجره
- guturalo
- نام دیگر پسکامی
- homofono
- واژه هماوا
- injektivo
- گلویی
- intonacio
- آهنگ کلام در نتیجه زیر و بمی صدا
- junto
- (1) پیوندگاه، محل اتصال، درز (2) بند، مفصل، قطعه اتصال (3) نقطه شروع- الحاق یا ختم یک واحد صوتی
- kakuminalo
- صدای حروف که با گرداندن نک زبان بطرف بالا و تنگ کردن دهان ایجاد میشود (مانند اصوات تکلمی برخی زبانهای هندی و اسکاندیناوی)
- klara
- (1) روشن، زلال، شفاف، صاف واضح، [مج] صاف (3) [در مورد صدا] (2) صریح، باهر، آشکار، بآسانی قابل فهم، پاک، کلام دارای [در مورد صوت] مشخص (4) غیر رمزی( (5) iطنین
- konsonanco
- (1) مطبوعیت و دمسازی چند صدا (2) همصدایی در آخر کلمات یا جمله ها
- kontoido
- همخوان گون
- labialo
- حرف لبی- شفوی- صوت ادا شده با بستن یا گردکردن لبها مثل: u, p, m, b
- labiodentalo
- حرف لبی دندانی f, vمثل
- laringa
- حنجرهای، وابسته به نای حنجرهای )H(مثل صدای حرف
- lateralo
- حرفی که بهمراه خروج هوای، کناریlتنفسی ازطرفین زبان ادا شودمثل:
- likvido
- l یا r روان، نرم مثل [صدای]
- logatomoj
- اصوات تک هجایی( قرار دادی و فاقد معنی که مأموران پست برای آزمایش رسانایی صدا در تلفن های راه دور بکار از سال 3391 کمیته بین المللی تلفن] میبرند [از حروف اسپرانتو استفاده میکند
- malfermita
- باز، گشوده، گشاده، مفتوح، مختوم به حرف خودآوا [درمورد سیلاب]
- malvasta
- (1) دارای گستره محدود، تنگ، ، مربوطintima [مج] محدود، کمدامنه (2) و نزدیک بهم (3) بسته
- mezo
- (1) میان، نقطه وسط (2) میانه، بحبوحه (3) حد وسط، بین (4) آن قسمت از زبان که در مقابل استخوان کامی قرار دارد
- momenta
- (1) لحظهای، آنی، زودگذر (2) آنی (3) حاکی از عمل آنی
- monoftongo
- تک صوتی
- morao
- (1) هجای کوتاه معمولی و کوچکترین واحد وزن شعری (2) یکجور بازی که طرف مقابل باید بدون مکث تعداد انگشتانی که بازی کننده دیگر نشان میدهد بگوید
- n
- حرف خیشومی/ دندانی
- nazala
- خیشومی، غُنه
- nazaligi
- بصوت رنگ «خیشومی» دادن
- nazalo
- استخوان بینی (2) غُنه، (1) [m-n در تلفظ] صدای خیشومی
- nekompleta
- در مورد] (1) نا تمام (2) فاقد نواخت [بستواج، حروف بیصدای انسدادی
- palatalo
- یکی از استخوانهای (1) سقف دهان (2) حرف ادا شده از سقف، صوت کامیĵ، j، ŝدهان مثل:
- paroksitona
- [درمورد تلفظ کلمه] مثل] دارای تکیه روی هجای ماقبل آخر [کلمات اسپرانتو
- plozivo
- بستواج، حرف بیصدای بندشی- )d. t. p. b. g. kانسدادی (
- proparoksitona
- دارای تاکید یا تلفظ حاد روی سومین هجا از آخر کلمه
- prozodio
- (1) علم عروض، وزن شناسی، قواعد بدیعی و عروضی (2) نوای گفتار
- retrofleksa sono
- صدایی که در نتیجه گردش نوک زبان بطرف بالا ایجاد میشود (مثل برخی اصوات در زبانهای اسکاندیناوی و هندی(kakuminalo
- ronda
- (1) گرد (مثل دایره)، مدور (2) گرد (مثل کره) (3) سرراست، بدون کسر یا برخه (4) تلفظ شونده با گرد کردن لبها (مثل )u یا o
- senvoĉa
- (1) فاقد صوت، گنگ در مورد] (2) در حال غیر قادر به تکلم (3) ادا شونده بدون دخالت تارهای [صوت بیان، p- k- t- f- s- ĉ- ŝصوتی حنجره مثل بی واک، بیواکه
