واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- abrazio
- اثر سایشی یا فرسایشی آب دریا در سواحل (2) تراش سطح مخاط
- adaptilo
- تعدیل کننده لوله یا دو شاخه اتصال و غیره (آداپتور)، قسمت گیرنده دستگاه تقطیر
- admitanco
- عکس مقاومت ظاهری، آدمیتانس
- agofaktoro
- در] ضریب عملکرد [سیستم سینوسوئید
- agordi
- [با استفاده از دیاپازون] (1) کوک کردن، همصدا کردن (2) تنظیم کردن جان را، ] مرتعش کردن [مج] (3) [نوسانات] [وجود را
- agordo
- (1) هم آهنگی، کوک، سازگاری، توافق قافیهای (3) humoro, emo [مج] (2) که روی حروف بیصدا تکیه دارد (4) همزمانی و مطابقت نوسانات دورهدار موازی
- akumulatoro
- انباره آکومولاتور
- alternanco
- نیم پریود بین پدیدههای متناوب، نصف زمان تناوب
- alterni
- (1) تناوب داشتن، بنوبت ادامه یافتن (2) متناوب بودن
- alttensia
- مربوط به فشار قوی
- alzonigi
- به زمین متصل کردن
- analizatoro
- دستگاهی برای پژوهش منحنیهای جریانهای متناوب
- antiklinalo
- حالت چین طاقی یا تاقدیسی
- aparta ekscito
- تحریک مغناطیس های میدان بوسیله جریان برق جداگانه
- armaturo
- (1) میله ها و قطعات تقویتی ساختمان در پیریزی و غیره، آرماتور (2) قطعه آهن نرم اتصال آهن ربا، جوشن (3) هر یک از صفحات القاگیر خازنinduktato (3) (4) =
- atenua indico
- ضریب تضعیف(
- atenui
- کاهش دادن، ( ضعیف کردن
- azoiko
- دوره اول از دوران کامبریان پیشین
- baseno
- حوض، حوضچه ساختمان چینهای یا رسوبی با قشرهای متحد المرکز
- baterio
- (1) گروه توپخانه یا آتشبار (2) یک ردیف پیل، باتری
- bazo
- (1) زمینه، ته، پایه، بنیاد، بن، اس، قاعده، خط D پی، پر و پا، اساس، مقر اصلی (2) مبدأ (3) باز، قلیا (4) تکیهگاه (5) کل افرادپایه «بیس» بین امیتور و کلکتور (6) پایه، مبنا ساده و فعال حزب یا سندیکا (7)
- biaso
- بایاس، جریان متعادل و پایه
- bifilara
- دارای یک [در مورد سیم] (1) [ق.ا] یک رشته مضاعف رفت و برگشت (2) dudrata
- bobeno
- قرقره، ماسوره، حلقه نوار یا فیلم قرقره سیم پیچ، سیم پیچ، طومار، بوبین
- broso
- (1) ماهوت پاک کن، شوتکه (2) جاروی دینامو
- busolo
- دستگاه جهت نما
- cefrelo
- شمش یا خط اصلی برق در تابلو های توزیع و مشابه
- cirkvito
- مدار جریان
- cirkvitrompilo
- قطعکننده مدار جریان
- defaziĝo
- اختلاف فاز
- deira konektejo
- محل اتصال انشعاب
- dekremento
- رقم کاهش تدریجی نوسانات
- dendrito
- (1) علائم روی سنگ سنگ] یا مواد کانی بشکل درختچه یا خزه داندریت، زایده پروتوپلاسمی (2) [شجری دراز و منشعب یاخته عصبی
- denudi
- با تراش لایه رویی پوسته زمین را نمایان کردن
- deponi
- (1) بودیعه گذاشتن، به امانت سپردن، سپردن (2) سپرده نقدی به بانک و غیره رسوب [در مورد مایع] گذاشتن (3) به حافظه بیرونی:کردن، بجا گذاشتن (4) سپردن
- depresio
- کسادی و بیکاری (1) (3) نشست زمینdeprimo= (2)
- derivi
- (1) مشتق کردن، از کلمه مشتق گرفتن از دیگر اخذ کردن (2) (3) از مدار اصلی انشعابderivei=گرفتن
- derivilo
- (1) آوندی که نه کیفیت دستوری ریشه را تحت تأثیر قرارمیدهد و نهازقواعدpra, mal,ترکیب کلمه پیروی میکند مثل eks, bo, um, aĉ, eg, et, ge derivaĵo= (2)
- devonio
- (1) دوره سوم از دوران پالئوزوئیک، دوونیان (2) لایه شکلگرفته دوره دوونیان
- diaklazo
- شکاف باریک در سنگ
- dinamo
- ماشین تبدیل انرژی مکانیکی به برق، دینام
- dinamolado
- هسته آهن دینام
- dinamometro
- (1) نیرو سنج (2) اندازه گیر جریانات ضعیف
- disdifekti
- متلاشی کردن
- distributabulo
- تابلو تقسیم و توزیع [distribui نگا:]
- dolino
- حفره قیفی یا لگنی شکل ارتفاعات مناطق آهکی
- ebonito
- کائوچوی سخت و شکننده
- efloreski
- [در مورد ماده] متدرجاً و از طریق سطحی خراب یا به گرد تبدیل شدن
- efluvo
- جریانی از ذرات ریز بنیادی به خارج
- eĥo
- (1) برگشت صدا، پژواک انعکاس [مج] (2) برگشت موج رادار (3) گفتهنظر یا شایعه
- ekrana krado
- شبکه دوم بین شبکه تنظیم کننده و آند
- ekscitilo
- (1) دینام تحریک کننده (2) تحریک کننده اعضاء
- elektrokuti
- با تخلیه برق کشتن
- elektrolito
- جسم قابل تجزیه با جریان برق
- elektrolizi
- بوسیله جریان برق تجزیه کردن
- elemento
- (1) هر یک از عناصر چهار گانه طبق نظر قدما (هوا، آتش، آب و خاک) اسطقس (2) هریک از اجزای مهم نیروی باد طبیعت دریا و غیره (3) عنصر، جسم بسیط، آخشیج، جوهر فرد (4) هریک از اجزای تشکیلدهنده کل (5) هریک از سادهترین اصول یک دانش، رکن، اصل (6) المنت …
- elfazigita
- از فاز خارج شده
- ellasilo
- (1) رله قطع جریان مدار (2) چرخ دندانه دار رقاصک ساعت
- emitoro
- گسیلنده
- encirkvitigi
- (1) در داخل مدار قرار دادن پس از حصول پیروزی اصول انقلابی [مج] (2) را تحمیل کردن
