واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

-as
[پایانه زمان حال در صرف افعال]
-at-
پسوند حالت مفعولی زمان حال
-it-
[پساوند مفعولی گذشته] (1)
-os
حروف پایانی فعل زمان آینده [بکار رفتهestos در شعر بجای]
-us
حروف پایانی وجه شرطی] I: [معلوم
ablativo
حالت مفعول به
absoluta
مطلق، غیرمشروط، غیرمقّید، [درمورد عدد] D صرف، مطلقه خالص مطلق غیروابسته به جمله
abstrakta
عاری از کیفیات واقعی، مجرد، نظری، تجریدی، صوری، خشک، مجمل، اجمالی آبستره انتزاعی
adjektiva pronomo
ضمیر وصفی مثل: و مشابهmia
adjektivo
صفت، کلمه وصفی
adjekto
معین یا متمم تفضیلی
adverbo
قید
aferezo
حذف حرف یا هجای آغازی»Antonio» بجای «Tonioکلمه مثل: «
afikso
آوند، پیوند کلمه، وند
afrikato
ادغام دو صدا یا دو حرف، همخوانĉ, ĝ, dz, cسایشی و بندشی مثل مرکب
aglutini
(1) بهم چسباندن ترکیب کردن [کلمات را] (2)
akcento
(1) تکیه صدا، تأکید (2) تأکید، مد (3) بیان کلمه با تأکید و فشار
akcesora komplemento
متمم معین، متمم ارتباط دهنده به فرع اسم
akordo
(1) همسانی احساس و فکر (2) سازش یا هماهنگی مسائل (3) همزمانی چند (5) tonojصدای مطبوع یا نامطبوع (4) = توافق، مثل توافق اسم و فرع صفت در اسپرانتو
aktiva
(1) فعال (2) با انرژی (3) دارای اثر مربوط به قسمت (5) [در نحو] (4) معلوم فعال یا مثبت دارایی
aktivo
(2) وجه معلومaktiveco= (1) تمامی کالاها و مبالغ نقدی و قابل مطالبه (3)
akuzativo
مفعول مستقیم در اسپرانتو علامت مفعول مستقیم حرف» می‌باشد که علاوه بر بیان حالت راییnپایانی «در موارد دیگر هم از آن استفاده میشود از جمله: (1) برای نشان دادن جهت یا مقصد حرکت (2) برای جانشین شدن با برخی حروف اضافه و ادات تفصیلی مثل:
amiketo
(2) سخن کوتاهPartikulo (1)
anakoluto
بی‌ترتیبی دستوری
analizi
تجزیه کردن (1) (2) مواد دستوری و قواعد جملات را جزءبجزء مشخص کردن (3) تجزیه و تحلیل کردن اثر تألیفی تصنیفی
antitezo
(1) عبارت قیاسی با ذکر دو کلمه مخالف برای برجسته کردن معانی (2) برابر نهاد، قیاس مخالف، نقیض
antonimo
کلمه متضاد معنایی mal-vorto=
antonomazio
بدل اسم مثل «معلم ثانی» بجای «فارابی»
apokopo
ترخیم، حذف یک یا چند» بجایaŭtoسیلاب از آخر کلمه مثل: «»aŭtomobilo«
aposiopezo
قطع دفعی کلام بدلیل کفایت عبارت گفته شده در رساندن منظور مثل: «بچه ها ساکت باشید وگرنه شما را...»
apozicio
عطف بیان، بدل کلمه
artikolo
(1) حرف تعریف، علامت (2) مقاله، [» la در اسپرانتو فقط «] معرفه مبحث (3) فصل، ماده، بند (4) مجموعه توضیحات یک لغت در لغتنامه
arvikol-tempo
prezenco زمان حال =
aŭgmento
تراکم حرف صداداری که در برخی زبانهای هند و اروپایی بعنوان پیشاوند بکار رفته است
barbarismo
غلط فاحش در استفاده از کلمات و عبارات
dativo
حالت مفعول با واسطه
demonstrativo
اشاره کننده مانند ضمیر اشاره
derivaĵo
(1) مشتق، کلمه مشتق یا مأخوذ (3) هدایت کنندهderiveo= مشتقه D (2) منشعب (4) ماده مشتق
determini
(1) معین و مشخص کردن، تصریح کردن (2) بانشان دادن رابطه کلمه با کلمات دیگر معنی آن را محدود کردن
diakrita
(1) مشخص کننده (مثل کلاهک روی حروف) (2) نشانه مشخصهpatognomia=بیماری
dierezo
(1) تلفظ دو صدای جداگانه و گاهی در یک مصوت در] در مصوت ترکیبی (2) دو نقطه که بر روی دومین [برخی زبانها از دو حرف صدادار برای جدا سازی تلفظtremao=می‌گذارند
digramo
حرف بیصدای مرکب sh- ch- ghمثل
diminutivo
کلمه تصغیر شده
duobla konsonanto
حرف بی صدایی که تکرار می‌شود (تشدید در اسپرانتو فقط در کلمات مرکب شنیده می‌شود مثل:(ellerni , huffero
duoblaĵo
(1) مقدار دو برابر (2) نسخه، مثنی (3) هریک از دوکلمه مشتق ازdublaĵo=یک کلمه دیگر (4)
durativo
در اسپرانتو با] حالت استمرار [بیان می‌شود -ad
ekvivalento
همارزی (2) D (1) اکی‌والان (3) معادل کلمه
elipso
(1) حذف صوتی، انداختگی کلمات غیرضروری از جمله ترخیم حذف به قرینه بیضی (2)
elizio
حذف در نوشتن یا تلفظ حرف صدا دار آخر کلمه
ellasi
مرخص کردن، اجازه خروج دادن به، از خود رها کردن بدون بیان رها کردن
enklitiko
کلمهای که تکیه ندارد یا اگر دارد آن را به کلمه پیش از خود می‌دهد
epentezo
الحاق حرفی درمیان کلمه، artiklo/artikolo درج مثل:
epiteto
صفت ویژه، عنوان، لقب، کنیه، صفت مستقیم
estonta
(1) مربوط به آینده، حاکی از آینده (futura) (2) مربوط به زمان آینده
estonteco
(1) زمان آینده (2) تقدیر آینده (futuro) (3)
etimo
ریشه کلمه، بنیان کلمه
eŭfeminismo
استعمال کلمه یا عبارت خوشایند برای موضوع یا کلمه ناخوشایند
faktitivo
در مصدر مرکب: ادات] (در اسپرانتو با پساوند [سازنده- متعدی کننده بیان می‌شود) ig
finaĵo
حرف پایانی کلمات اسپرانتو و مشخص کننده هویت دستوری کلمه (e- u- i- a- o)
finitivo
فعل مسندی، فعل تمام