واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- abrogacio
- الغاء قانون، فسخ یا ابطال فرمان
- administracio
- administrejo (1) (3) اجراییاتadministristaro= (2) امور بر اساس اصول و قوانین کشوری
- administri
- مایملک] اداره کردن تشکیلات امورمالی اداره کل تشکیلات قضایی [و غیره را
- agnato
- خویشاوند پدری
- akrediti
- (1) استوارنامه یا اعتبار پرداخت] نامه دادن به (2) به بانک اختیار دادن [مبلغی را
- aktivismo
- اعتقاد به لزوم اقدامات حاد (1) فعل گرایی، فرضیه فلسفه عملی و شدید (2)
- alibio
- دور بودن ازمحل وقوع جرم
- alimento
- خرجی، نفقه
- amendi
- [در ماده قانونی] (1) تجدید نظر یا آن را اصلاح کردن (2) سند قانونی را تصحیح کردن
- amnestio
- [اکثرا سیاسی] عفو عمومی
- antecedentoj
- (1) سوابق یا پیشینه شخص (2) سابقه مزاجی
- apartismo
- سیستم تفکیک و جدا سازی نژادها و اقوام از یکدیگر، آپارتاید
- apelacii
- (1) استیناف دادن، پژوهش خواستن (2) رو آوردن (به)، متوسل شدن، پناه آوردن
- arbitracio
- رای حکمیت، حکم داوری
- armistico
- آتشبس، مصالحه جنگی
- asigni
- [وجهی را برای چیز خاصی] (1) تخصیص دادن و در اختیار گذاردن (2) به دادگاه فرا خواندن
- asizo
- جلسه محکمه جنایی
- aŭtorrajto
- حق مؤلف، حق مصنف
- bankroto
- ورشکستگی، افلاس، اِعسار، توقف بازرگان و حرفه او
- baraterio
- عمل خدعه آمیز یا سهل انگاری ناخدا یا اعضای کشتی در مقابل منافع صاحبان بار کشتی و بیمه
- bonafide
- با نیت پاک
- ĉantaĝi
- با تهدید به آبروریزی پول ازامتیاز گرفتنیا
- cedodevo
- اصل حق تقدم در رانندگی
- deklari
- (1) رسماً به مردم اعلام کردن در بازی] (2) شفاهاً یا کتباً اظهار کردن (3) ورق خود را اعلام کردن (4) اظهار نامه [ورق دادن [گمرکی، مالیاتی]
- dekreto
- فرمان رسمی، تصویب نامه
- delikto
- بزه، جرم، جنحه، تقصیر، تخلف
- demarkacio
- تعیین حدود یا علامتگذاری مرز کشوری
- demarŝo
- گام سیاسی، اقدام دیپلماسی
- deporti
- نفی بلد کردن
- depozicio
- اظهارات شاهد در حضور مقام قضایی یا پلیس
- diskrecio
- آزادی در تصمیم گیری بطور مطلق یا در محدودهای مشخص
- diskriminacio
- تبعیض
- disponi
- برابر صلاحدید خود(ntr) (1) در اختیار- در دسترس(tr) تصمیم گرفتن (2) داشتن (3) با ابلاغ و مستقلاً حقی را واگذار کردن یا تغییر دادن (4) dispozicii (4) (3) (1) =
- divorco
- فسخ همسری، طلاق
- dolo
- قصد جنایت یا جرم
- domicilo
- اقامتگاه رسمی، مقر قانونی
- dominio
- عنوان برخی قسمت های کم و بیش مستقل کنفدراسیون بریتانیا
- donacio
- پول اهدایی به مؤسسه یا بنیادی با هدف نیکوکارانه
- ekonomiko
- علم اقتصاد
- eksplicita
- (1) تصریح شده صریح (2)
- eksterteritoria
- خارج از قلمرو حاکمیت مربوطه
- ekstradicii
- متهم یا مجرم فراری رابه مقامات قضایی صلاحیتدار کشور دیگر تسلیم کردن
- ekzekucio
- اجرای قانونی، اجرای حکم قضایی
- ekzekutivo
- رکن اجرایی، قوه مجریه
- ekzekvaturo
- (1) روانامه دادگاه برای اجرای حکم داوری خارجی در کشور خود (2) اجازه نامه کنسولی
- emancipi
- (1) از زیر سلطه پدری از وابستگی [مج] یا قیمومیت رها ساختن (2) به قدرت مافوق رها کردن
- embargi
- کشتی را در بندر توقیف موقت کردن یا مانع تخلیه بار آن شدن
- esplori
- (1) کاوش تجسس کردن، [مج] تفحص بررسی کردن، پوییدن (2) موشکافی یا رد گیری کردن، پیجویی کردن (3) معاینه کردن (4) بازپرسی کردن، بازجویی کردن از
- evikcii
- خلع ید کردن از
- federala
- (2) وابسته بهfedera (1) دولت مرکزی
- fideikomiso
- ضم امین
- fruktuzo
- حق استفاده قانونی از عین و نمائات، حق ثمری و رقبی از عین و نمائات، بدون تصرف ملک یا اموال
- genocido
- نابودسازی یک قوم یا قبیله
- grado
- قدر [مج] (1) زینه، درجه (2) انتزاعی، مرتبه (3) درجه نَسَبی یا سببی (4) رتبه، پایه (5) درجه قیاسی (مثل: عالی، تفضیلی)
- heredeco
- (1) داشتن شرایط ارث بری (2) وراثت (3) انتقال ارثی به جنینheredokontaĝo=
- hipoteko
- گروی غیرمنقول
- holografo
- وصیتنامه دستنویس خود موصی
- imuna
- (1) مصون در برابر بیماری (2) دارای مصونیت قانونی یا پارلمانی (3) مقاوم یا حفاظت شده، عایق یا اندود شده
- imuneco
- (1) مصونیت، ایمنی، امان (2) مصونیت قانونی، زینهار (3) شرایط حفاظتی
- incesto
- زنای با محارم
