واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- afero
- (1) موضوع، امر، موضوع بحث، سودا، باره، قضیه، خصوص، کاروبار، مطلب، چیز، بابت، سر و سودا (2) جنبش اسپرانتو
- aligatori
- در بین اسپرانتو دانان بزبان ثالث صحبت کردن
- animstato
- حالت روحی گذرا دل و دماغ
- antaŭuzi
- پیشخور کردن
- bakŝiŝo
- «بخشش»، انعام پول چای
- baskulludo
- (1) بازی آلاکلنگ بچه ها (2) بازی یا مانور سیاسی بین احزاب مخالف یا کشورها بازی به نعل و به میخ
- blagi
- بشوخی دروغ گفتن دست انداختن
- blinda
- (1) نابینا، کور روشندل مات، کور، فاقد [مج] بیبصیرت (3) [مج] امکان دید
- bone
- (1) بخوبی، بدون اشکال، بدرستی حسابی (2) بسیار خوب (ابراز رضایت)
- ĉantaĝo
- اخاذی با تهدید به آبروریزی باج سبیل
- ĉarlatani
- با زبان و عمل فریبکاری کردن پشت هماندازی کردن
- dibocapoltrono
- بیعار، بیرگ، بیغیرت الدنگ، هرزه
- diknazulo
- آدم کودن - بی شعور
- droni
- (1) در آب غرق و خفه شدن، در [مج] غرقه شدن (2) غرق شدن (3) محیط محو یا ناپدید شدن (4) تا خرخره در فکر] غوطهور شدن [مج] فرو رفتن در (5) تعمق یافتن [یا رؤیا و غیره
- eksplodi
- (1) منفجر شدن (2) از تحمل را از [مج] فشار داخلی ترکیدن (3) دست دادن و احساس خود را بیرون ریختن ناگهانی و با سر [مج] از کوره در رفتن (4) و صدا شروع شدن
- elflui
- سرچشمه [از جایی] (1) از جایی در [مج] گرفتن یا جاری شدن (2) آمدن از جایی آب خوردن
- elgliti
- (1) لیز خوردن و جدا شدن بدون دیده شدن به بیرون خزیدن، [مج] (2) در رفتن جیم شدن
- elprovita
- محک [مج] از آزمایش درآمده داده، خوب درآمده [خود را] خورده، امتحان
- eltrinki
- تمامی را نوشیدن، تا ته سر کشیدن
- elvaporiĝi
- [در مورد مایعات] متصاعد شدن پریدن
- embarasi
- در دشواری یا تنگنا قرار دادن، به محظور دچار کردن به هچل انداختن
- faraci
- سَمبَل کردن، سرهمبندی کردن
- fenestrigi
- (1) برخاستن، در حالت ایستاده قرار گرفتن (2) در وضعی خاص قرار گرفتن (3) برپا شدن، بوجود آمدن، قرار یافتن عَلَم شدن، پاگرفتن، درست یا دایر شدن
- flarsenti
- [مج] با شامه حس کردن، بو بردن به
- forigi iun pretekste
- کسی را به بهانهای از سر بازکردن دک کردن
- forkomerci
- کالای نه چندان مرغوب را آب کردن، کالای بنجل را فروختن
- fraŭdi
- مغبون کردن، کلاهبرداری کردن از کلاه سر کسی گذاشتن
- freneza
- (1) دیوانه، مجنون زنجیری (2) شدیداً آشفته حال و اختیار از دست داده (3) حاکی از جنون
- friponeto
- ناقلا، کلک، شیطون
- fuĝi
- گریختن در رفتن
- furiozi
- (1) با خشم و غضب عمل کردن، شدت عمل بخرج دادن از جا در رفتن و عمل دیوانهوار کردن (2) با شدت و بطور سهمگین گسترش یافتن
- fuŝi
- سرهمبندی کردن سَمبَل کردن faraĉi
- fuŝisto
- [لاابالی] آدم سمبلکار
- gapulo
- آدمی که در خیابان هاج و واج به وقایع و اطراف مینگرد، آدم هاج و واج
- generiloj
- اندامهای تولید نسل
- ĝeni
- از کار باز داشتن، مزاحم شدن، اسباب زحمت شدن، مخل آسایش شدن، رنجه دادن، موی دماغ شدن، اذیت ناراحت کردن، درد سر دادن به پیله کردن
- ĝirafo
- زرافه شتر گاو پلنگ3
- gisekstreme
- تا حد نهایی، تا مرز غایی، تا اقصی نقاط، بدون رعایت اعتدال (تا مغز استخوان- تا خرخره)
- giskole
- تا خرخره، تا گلو
- grimaci
- شکلک در آوردن
- groŝmono
- پشیز شندر غاز
- groŝoskrapa
- لئیم چُسخور
- ĥaosa
- بینظم [مج] (2) ĥaoso (1) مربوط به و ترتیب، آشفته، درهم ریخته، درهم برهم بلبشو
- honta
- (1) شرمگین، خجل کِنِف (2) مربوط به شرمگاه یا عورت
- inspiri
- ملهم کردن، احساس دمیدن به دل افکندن
- intrigi
- اسباب چینی کردن دوز و کلک جور کردن
- ironii
- کنایه گفتن یا کنایه زدن، وارونه گوئی کردن، طعنه زدن گوشه زدن
- kacujo
- چاک جلو شلوار مردانه
- koboldo
- (1) جن بازیگوش (2) بچه بازیگوش شیطون
- kokcinelo
- کفشدوزک Di-besteto Maria skarabo, Maria besto
- koluzio
- تبانی، توافق سری ناحق ساخت و پاخت
- kompano
- یار، همدم، مصاحب، همنشین، معاشر، جلیس
- kompromisi
- سازش کردن، مصالحه کردن [با] کنار آمدن
- konveni
- فراخور حال - بجا بودن، مناسبت داشتن، مقتضی بودن، درخور بودن، جور بودن، بمورد بودن، مناسب آداب بودن، برازیدن خوردن به
- korofendita
- دل چرکین
- korŝiri
- دل را شدیداً آزردن، به رقت آوردن، جگر را ریش کردن
- kreski
- (1) روییدن، نمو کردن، رشد کمکم رشد کردن، تا حد بلوغ کردن (2) [در مورد گیاهان یا جانوران] بزرگ شدن (3) نشو و نما کردن، در یک ناحیه زیاد شدن (4) [مج] بتدریج بزرگ شدن، گسترش یافتن (5) انبوهتر قویتر بزرگتر شدن پا گرفتن
- krurfalĉo
- پشت پا (پشت پا زنی)
- kulpa
- خطاکار، مقصر، متخلف روسیاه
- kuseno
- (1) متکا پشتی (2) پوشش نرم و ارتجاعی اطراف میز بیلیارد
