واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

ŝiri
(1) پاره کردن، دریدن، شکافتن، جر دادن (2) بزور کشیدن و جدا کردن یا مثل کشیدن دندان یا شکستن شاخه] شکستن مثل چیدن گل یا] (3) چیدن یا کندن [درخت موجب درد جانکاه [مج] (4) [کندن ساقه سخت بدرد آوردن دل از جا کندنشدن،
spadistaco
ماجرا جوی شمشیر کش، قمه کش، غداره بند، غداره کش
spit!
یا مبارز !: نفس کش!
sporada
تک و توک، پراکنده، متفرق جسته گریخته
stafilomo
بیرون زدگی صلبیه یا قرنیه (ضایعه بافتی چشم)، بابا غوری
ŝtele
[مج] (1) با دزدی، با دستبرد (2) دزدانه، دزدکی
ŝteleti
دله دزدی کردن (آفتابه دزدی کردن) کش رفتن، ناخنک زدن به
ŝtipo
(1) کنده چوبی، کنده هیزم کودن، آدم بی‌بته [مج] (2)
strumito
التهاب غده تیرویید غمباد
stulta
کودن، کندذهن خرف خِنگ
stulteobstina
کله خر
subfosi
(1) از زیر کندن، نقب زدن زیرپای کسی را خالی کردن [مج] (2)
subtaksi
ارزش چیزی را خیلی کمتر برآورد کردن دست کم گرفتن
suko
(1) شیره، عصاره یا عصیر بدست آمده از بافتهای حیوانی یا گیاهی، افشره (2) جوهر یا روح مطلب (3) بنزین یا [مج] [مج] برق که دستگاه را بکار می‌اندازد (4) برگزیده، خلاصه، افشره، چکیده
superflui
(1) لبریز شدن سر- سرشار بودن [مج] رفتن (2)
survango
سیلی، کشیده
surveturi
زیر گرفتن [با وسیله نقلیه] زیر کردن
tabulo
بصورت] (1) تخته، تخته بلند (2) (4) tabelo (2) = صحنه نمایش (3) [جمع چوب اسکی
tedi
خسته و ملول کردن، دلتنگ کردن، تصدیع دادن به، آزردن یا بیزار کردن، کسل کردن، دردسر دادن به، بستوه آوردن، موی دماغ شدن
transpaŝi
(1) گام اضافی برداشتن، به حد و [مج] از حد و مرز خارج شدن (2) مرز بی‌اعتنایی کردن، پا از گلیم بیرون نهادن
trinkmono
(پول نوشابه) انعام پیشخدمت پول چای
trompaĵo
چیزی فریبنده، چیزی ظاهر فریب، حقه، گول زَنک
trudeme
بزور، با تحمیل زورکی
tumultego
الم شنگه، علمشنگه، معرکه
unuaranga
اعلی، دارای کیفیت عالی، جانانه، کاری: [مج] درجه یک
ursa
[مج] (1) خرسی، مربوط به خرسها (2) خرسانه خاله خرسی، ناشیانه
vana
حاکی از بیهودگی، بیهوده، یاوه، پوچ، بیمصرف، لاطایل، بی‌نتیجه، موهوم، عبث بی‌ثمر، هرز باد هوا
veneni
(1) با زهر کشتن (2) با زهر مخلوط تلخکام کردن، [مج] کردن، مسموم کردن (3) بدبخت کردن به کام زهرمار کردن
venenita
مسموم چیزخور شده
vigli
هشیار و گوش بزنگ بودن، پر رونق بودن، پا گرفتن