واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

anstataŭilo
جنس علی البدل، جنس غیر اصلی
antigeno
مادهای در بدن و تولید، پارگن، آنتی ژنantikorpoکننده
antikorpo
پادتن، آنتی کور
antimono
(Sb) آنتیمون
antociano
ماده آبی رنگ گیاهان
arĝentano
آلیاژی از مس - نیکل و روی، ورشو
arĝento
سیم(Ag) نقره
argono
(Ar) گاز آرگون
aromata
ترکیبات آروماتیک
arseniko
اکسیدهای سمی ارسنیک
atomo
اتم
aŭripigmento
آهک برای ازاله مو، واجبی
aŭtogena
در] (1) خود دوام (2) آنگونه که بجز خود فلز مورد [جوشکاری جوشکاری از فلز دیگری استفاده نمی‌شود
azo-
RN:NR واژکی نشان دهنده گروه در نامگذاری آنزیمها
azoksio
واژکی نشان دهنده گروه در نامگذاری ترکیباتNRO:NR
azoto
عنصر ازت، نیتروژن
azotropa
در مورد مخلوطی از] دارای نقطه جوش ثابت، آزئوتروپ [مایعات
bakelito
رزین باکلیت
balato
نوعی صمغ کش سان در صنایع برق بعنوان عایق
balono
aerostato= (1) بالن (2) شیشه آزمایشگاهی
balzamo
(1) ماده معطر صمغی، انگم مایه [مج] (2) بلسان، مرهم تسکین درد (3) تسکین و تسلی
bario
(Ba) فلز باریم
barito
(BaO) باریت، اکسید باریم
bazeco
درجه قلیاییت
benzeno
feno= بنزن
berilio
(Be) بریلیوم
bi-
پیشاوندی است بینالمللی بمعنی: «دو»، «دوتایی»، «دو قسمتی»، «مضاعف»
bimetala
دوفلزی
bismuto
(Bi) فلز بیسموت
bitumo
قیر معدنی، بیتوم، بیتومین،
biureto
ماده حاصل از تجزیه پروتئینها
borakso
بوراکس، بوره، تنکار
boro
(B) عنصر بور، بورون
brulvarmo
گرمای سوخت ماده
butano
بوتان
c
(1) علامت عنصر کربن (2) علامت درجه سلزیوس (سانتی‌گراد) (3) عدد 001 در اعداد رومی
celulozo
سلولز، ماده اصلی تشکیل- دهنده گیاهان
cemento
(1) سمنت، سیمان (2) مواد هر وسیله [مج] کم و بیش مشابه سیمان (3) همبستگی و تحکیم آن
cenreakcio
واکنش زنجیرهای
cikligi
حلقوی کردن
ciklo--
پیشوندی برای نامگذاری ترکیبات حلقوی غیر آروماتیک، سیکلو
cinabro
شنگرف، شنجرف
d
(1) صدای درجه دوم در سیستم آلمانی»reو انگلیسی در گام طبیعی «دوماژور» برابر «(در سیستم فرانسوی و ایتالیایی (2) عدد 005 رومی (3) علامت هیدروژن سنگین در اشیاء (4) شکل
deflagracio
احتراق، سوختن با اشتعال سریع
dekano
(1) استاد ارشد دردانشکده (2) هیدروکربن اشباع شده، دکان (3) بزرگتر یا ریش سفید کلیسا های بخش
dekokti
برای جدا کردن مواد قابل حل گیاه را بمدت طولانی جوشاندن
dekrepito
ترکیب و شکاف برداشتن بلورها در اثر حرارت
delikveska
حل شونده در نم هوا، جاذب رطوبت
denaturigi
با افزودن ماده تهوع آور چیزی را غیر قابل خوردن کردن
densa
(1) متراکم، فشرده، انبوه، آکنده، متکاثف، پرپشت (2) غلیظ (3) معرف ساختمان بدنی پهن و با گردن و لنگهای کوتاه (4) مات، تار
detonacio
انفجار
devenigi
نشأت دادن به، از اصلی بوجود آوردن مشتق کردن
di-
پاره کلمه ای در نام ترکیبات بمعنی «دارای دو اتم از»
diastazo
آنزیم تبدیل کننده نشاسته به مالتوز
dika
(1) کلفت، ستبر، چاق، ضخیم (2) بضخامتِ (3) گرانرو، ویسکوز ضخیم، سیاه [حروفچینی] (4)
dilui
با حلال رقیق کردن
dimorfa
دو شکلی
disocii
بتدریج تجزیه کردن
dispersi
(1) نور را شکستن و تجزیه کردن (2) تا مرحله بدست آوردن توده یکنواخت در محیط پراکندن
duonpenetrebla
نیمهتراوا