واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- -emi-
- بیانگر وجود [پسوند تکنیکی] فیزیولوژیکی یا پاتولوژیکی مادهای در خون
- -gena
- پسوند علمی بمعنی تولید کننده، بوجود آورنده
- -genea
- پسوندی بمعنی «تولید یا ایجاد شونده»
- -iz-
- بیانگر: [پساوند غیر رسمی] (1) بکار زدن مواد شیمیایی فیزیکی و مشابه (2) بکار بستن یا زدن روش یا طریقهای (3) تحت یک رشته فعل و انفعالات یا مداوا قرار دادن فردی عضوی یا موجودی:
- -omo
- پسوند طبی/ فنی نشان دهنده «غده تومور» خوشخیم یا بدخیم از نسجی مشخص:
- -plegio
- ریشه کلمهای است یونانی که بعنوان پساوند مورد استفاده قرار میگیرد بمعنی: فلج
- -urio
- پساوند علمی بیانگر وجود ماده اشاره شده در ریشه کلمه در ادرار مثل:
- '-iteco
- بیانگر حالت چنان شدگی که ریشه میگویدitکلمه ما قبل (2) پساوند بینالمللی در نامگذاری بیماریهای التهابی اعضای بدن
- abazio
- ناتوانی در راه رفتن بعلت فقدان هماهنگی عضلانی
- ablacio
- (1) برش نسج عضو یا اندام (2) ازبین رفتن سطح یخی بدلیل باد یا باران
- absceso
- آبسه، ورم چرکی، دمل
- abstemio
- خودداری از نوشیدن مشروبات الکلی
- acetonemio
- آستونمی، آستون در خون
- acetonurio
- افزایش اجسام استونی در ادرار
- adaptometrio
- اندازه گیری مدت لازم برای تطابق مردمک چشم
- adenoidito
- التهاب نسوج لنفی
- adheraĵo
- بهم چسبیدگی دو سطح مجاور نسج
- adisona
- اشاره به بیماری] آدیسونی آدیسون که بعلت ضایعات غدد فوقکلیوی [ایجاد میشود
- adoleski
- در سن بلوغ بودن
- adolto
- موجود بالغ
- adstringi
- بافتها را منقبض کردن
- adulteri
- ماده بی اثر یا نامرغوب اضافه کردن [به مواد مورد مصرف]
- adventico
- پوشش خارجی سرخرگ یا سیاهرگ
- aeremio
- وجود هوا در خون و عوارض ناشی از آن
- aerofagio
- بلع هوا حین غذا خوردن
- aeroforo
- اسباب هوا دهی به ریه ها [برای نجات]
- aerosolo
- (1) گازی که ماده طبی و غیره بصورت تعلیق در آن آمیخته شده (2) جو آمیخته با ابر و مه
- afazio
- زبان پریشی ناگویایی بدون فلج
- afekcii
- منفعل کردن، متالم (1) کردن (2) اثر عاطفی و روحی گذاردن روی، متأثرکردن (3) اثر بیماری گونه گذاردن روی، جسم را مختل کردن
- afekcio
- انفعال، دگرگونی در تعادل عاطفی (1) و روحی تأثر تألم مهر (2) ابتلا، اثرات ابتلا و ناخوشی، بیماری، اختلال جسمی
- afonio
- فقدان صدا یا خفگی آن بعلت بیماری
- afrodizio
- هیجان جنسی
- afta febro
- تب واگیردار سفیدک گاو و گوسفند و خوک
- afto
- [بیماری دهان] (1) برفک (2) زخم تب زا در دهان پستان و پای برخی حیوانات اهلی
- agnozio
- عدم قدرت درک تأثرات حسی
- agorafobio
- ترس بیماریگونه از بازمحل های خلوت خالی یا
- agrafio
- ناتوانی در نوشتناندیشههای خود
- aideso
- ایدز، بیماری ایدز
- akarozo
- »akaruloj بیماری حاصل از «
- akinezio
- اکینزیا، فقدان غیرطبیعی یا کاهش امکان حرکات عضلانی
- akmeo
- (1) نقطه اوج یا بحران بیماری (2) نقطه اوج مشی زندگی، نقطه اوج جنبش
- akneo
- نام کلی جوشهای گوناگون، آکنه
- akno
- جوش صورت یا پوست، عرق گز
- akolio
- sengaleco= فقدان صفرا
- akrocianozo
- کبودی دست و پا
- akromatino
- قسمت رنگ ناپذیر هسته که شالوده و اساس هسته یاخته است
- akromegalio
- بزرگی غیرعادی دست، پا و انگشتان
- aktinoterapio
- درمان بوسیله تابش اشعه
- akupunkturo
- طب سوزنی
- akuta
- حاده (2) حاد، [زاویه] D (1) نافظ و روشن، تیز [صوت] بحرانی (3)
- albugo
- لکه سفید قرنیه چشم
- albuminurio
- وجود آلبومین در ادرار
- aleksio
- از دست دادن قدرت خواندن نوشتهها، کوری واژهای
- alergio
- حساسیت یا واکنش بدن نسبت به چیزی، آلرژی
- algida
- سرد، سرمادار
- aliena
- دارای اختلال مغزی یا دماغی
- alopatio
- معالجه بضد، معالجه بیماری با (homopatioاضداد آن (در برابر کلمه
- alopecio
- ریزش قسمتی از موها یا تمامی آن، طاسی، دارالثعلب
- aloritmio
- نامرتبی ضربان قلب
- alveolito
- التهاب حفره دندانی یا ششی
