واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- mikrosporo
- گروهی از انگلهای قارچی بیماری زا
- miksturo
- داروی مخلوط قطرهای
- miliara
- ارزنی، با عناصر یا علائمی بشکل ارزن
- miliara akuta tuberkulozo
- سل عمومی که همراه با دانههای ارزنی شکل در ششها وgranulozo=تقریباً در تمامی ارگانهاست
- miliara erupcio
- جوشهای ریز مرطوب ناشی از تب های بثوری، بثورات
- minora epilepsio
- که با] صرع کوچک [تیرگی شعور و بدون تشنج مشخص میشود
- miokardio
- عضله قلب
- miopa
- [چشم] (1) نزدیک بین کوته نظر، تنگ نظر، کوته بین [مج] (2)
- miozo
- تنگ شدن شدید مردمک چشم
- mitralito
- التهاب دریچه قلب
- mizomijo
- پشه خطرناک مناطق گرمسیری عامل انتقال انگل تب مرداب
- mokso
- روش سوزاندن نقطهای از سطح بدن
- moleo
- (1) موج شکن مدخل بندر (2) نام تودههایی که از استحاله تخمک بوجود آمده و از رحم رانده میشود
- mongolismo
- حالتی مادر زادی و همراه با یک نقص کروموزومی که در آن طفل دارای جمجمه پهن و کوچک- بینی پهن چشمان مورب و عقب ماندگی فکری است
- morbilo
- سرخک
- morbo
- بیماری شناخته شده ازنظر علمی از موجبات شروع تا پی آمد نهایی آن
- morbokvanto
- تعداد بیماران- درگذشتگان و متولدین و نسبت درصد آنها در مدت یک سال
- muĝeto
- بثورات سفید رنگ قارچی
- mumpso
- گوشک، اوریون
- mutili
- عضوی را از کار انداختن
- naneco
- کوتولگی اکثراً ناشی از اختلال در غدد درون تراوا
- narkolepsio
- حمله خواب، تمایل مقاومت ناپذیر به خوابیدن عمیق کوتاه مدت
- narkoti
- تخدیر کردن، کرخت کردن و بخواب مصنوعی فرو بردن
- narkotismo
- اعتیاد به مواد مخدر
- narkozo
- بیهوشی عمومی گیجی خواب آلودگی ناشی از مواد مخدر و مسکنnarkoteco
- nefrozo
- هرگونه بیماری کلیوی بخصوص بیماری که با ضایعات استحالهای پارانشیم کلیه مشخص میشود
- nekropsio
- کالبد شکافی و تشریح جسد
- neoplasmo
- نسج بیمار گونه
- neoplazio
- (1) تشکیل نسج جدید که عناصر آن جانشین بافت قبلی میشود (2) رشد غیر عادی و بی قاعده غده ها
- nervoza
- برابر] (1) عصبی مزاج (2) تند مزاج، صفراوی [نظریه بقراط
- neŭro
- ریشه یونانی بمعنی «عصب»Y «پی»
- nevuso
- ضایعه موضعی پوست شبیه خال
- nikotinismo
- نام عمومی عوارض حاد یا مزمن ناشی از مصرف توتون و تنباکو
- nistagmo
- حرکت پاندولی یا چرخی ناخواسته و مداوم کره چشم
- nodaĵo
- دژپیه، غده
- nodeto
- بر آمدگی یا غده کوچک
- obeza
- فربه بیمار گونه بویژه در مورد شکم بعلت اختلال در سوخت و ساز بدن
- objektiva
- (1) دارای وجود خارجی، موضوعی، برون ذاتی، برونی (2) حقیقی، واقعی، مشهود، عینی (3) تشخیص داده شده بوسیله پزشک معالج
- obstetriko
- مامایی، بخشی از علم طب که با آبستنی و زایمان سروکار داردakuŝologio
- oestrogena
- بوجود آورنده استروئید یا مولد فحل در زنان
- oftalmito
- نام کلی التهابات چشم
- okluzio
- (1) بسته شدگی مجرا- مخرج ناشی از بیماری (2) یکی شدن دو جبهه هوای سرد و گرم در تشکل گردباد
- onanismo
- اونانیسم، ارتباط جنسی ناکامل و پس نشینی که به استمناء منجر میشود
- onkogena
- غده زا
- onkologio
- غدهشناسی، تومورشناسی
- operacio
- (1) عمل جراحی (2) معاملات یا فعالیت های سوداگریoperaco (3) عملیات محاسباتی (4)
- opio
- تریاک، افیون
- opiomanio
- اعتیاد به افیون
- opoterapio
- استفاده درمانی از نسج- غده ها یا سایر ارگانها
- opresio
- فشار فکری و بدنی
- orkidito
- التهاب بیضه
- orkidoterapio
- درمان با عصاره بیضه
- ortofona
- حاکی از تلفظ درست [در مقابل لکنت زبان]
- ortopedio
- فن و دانش مربوط به تشخیص - جلوگیری و درمان بیماریها و ناهنجاریهای استخوانبندی، ارتوپدی
- ostomedolito
- التهاب همزمان استخوان و مغز استخوان
- otalgio
- گوش درد
- otito
- نام کلی التهابات گوش
- otosalpingito
- ورم لوله استاش
- ozeno
- بیماری ترشح بد بو از حفره بینی
- paliativo
- داروی آرامش بخش
