واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- difterio
- دیفتری، خناق با غشاء کاذب
- dilati
- (1) منبسط کردن (2) بر حجم حفره اندام افزودن
- diplopio
- دوبینی، احولی
- dipsomanio
- جنون الکل
- disenterio
- التهاب روده بزرگ همراه با مدفوع آبکی یا خون
- dismenoreo
- قاعدگی دردناک
- dispensario
- داروخانه یا محل مشاوره پزشکی مجانی
- dispepsio
- اختلال گوارش
- dispneo
- اشکال تنفسی
- disurio
- ادرار با سوزش و اشکال
- disventrigo
- فتق شکمی
- diurezo
- افزایش ترشح ادرار
- dopi
- با مواد شیمیایی یا دارویی توانایی ذهنی یا جسمی را بالا بردن، (دوپینگ کردن)
- dreni
- زهکشی کردن، مایعات مضر بدن مثل چرک و غیره را از بدن خارج کردن، تنقیه کردن
- drogherboj
- گیاهان دارویی
- dugemina pulso
- نبض دو ضربه سریع پشت سر هم
- duodenito
- التهاب دوازدهه
- edemo
- خیز، اِدم
- efelidoj
- کک مک
- eholalio
- تکرار و تقلید سخنان دیگران
- ekimozo
- خونمردگی، کبود شدگی پوست
- ekinokoko
- کرم انگلی روده سگ و گربه
- ekscizi
- با نیشتر خارج کردن
- ekskorii
- بطور سطحی مجروح کردن
- ektazio
- مجرا، رگ، ] اتساع، گشادی [شریان
- ektropio
- به بیرون برگشتگی پلک چشم
- ekvarmigo
- احساس ناگهانی و زودگذر گرما در تن و سپس در سر
- ekzantemo
- لکه های کم و بیش قرمز پوست، بثورات
- ekzemo
- اگزما، بیماری التهابی پوستی
- ekzoftalmio
- بیرون زدگی یا پیش- آمدگی غیر عادی کره چشم
- elefantiazo
- فیلپایی، داء الفیل
- elektroŝoko
- شوک برقی
- elfluo
- (1) جریان از مبدأ (2) جریان مایعات از بدن
- elimini
- (1) مواد زاید رابتدریج از بدن خارج کردن (2) حذف محو برطرف یا رد کردن
- elkavigo
- تراش داخل استخوان در جراحی
- elkreskaĵo
- بافت یا غده بیرون زده از پوست استخوان یا هر اندامواره
- elspurado
- پیگیری برای کشف بیماری در حال کمون
- embolo
- جسم خارجی که باعث انسداد جریان خون میشود
- embolozo
- انسدادناگهانی سرخرگ یا سیاهرگ بوسیله لخته خون
- embrokacio
- (1) بکار بردن آهسته مایع روی بدن بیمار (2) دارو یا روغن برای مصرف خارجی
- eminenco
- (1) عنوان مطرانها (والا مقام) (2) برجستگی استخوان و برخی اعضای بدن
- empiemo
- چرک حفره های بدن مثل چرک سینوس ها و ذات الجنب
- empireŭmo
- هرگونه بو یا طعم حاصل از تقطیر مواد آلی
- encefalografio
- پرتو نگاری مغز و جمجمه
- endemio
- بیماری بومی
- endoskopo
- درون بین
- engipsigi
- بگچ گرفتن
- enkarniĝi
- (1) در داخل گوشت نفوذ کردن (2) بصورت جسم انسانی درآمدن، تجسد یافتن
- enplanti
- (1) بطور عمیق درجایی استوار در روح و ضمیر رسوخ دادن [مج] کردن (2) (3) نسج را به موضع دیگری از بدن یا به بدن دیگری منتقل کردن
- enspiratoro
- (1) دستگاه تنفس یا استنشاق طبی (2) دستگاه دهنی تنفسی بهداشتی و مشابه در کارگاهها
- enteralgio
- درد روده باریک
- enterekojlito
- التهاب مخاط روده باریک و قولون
- enterito
- التهاب روده باریک
- entropio
- (1) برگشتگی لبه پلک بطرف داخل (2) آنتروپی، جهت مشخص و قطعی رشد، درگاشت (3) کمیتآماری/ مکانیکی متناسب با لگاریتم احتمال ترمودینامیکی
- enurezo
- بیاختیاری در نگهداری پیشاب
- epidemia tifo
- تیفوس همهگیر که بوسیله شپش منتقل میشود
- epidemio
- بیماری واگیر دار
- epiforo
- ازدیاد ریزش اشک روی گونه
- epilepsio
- بیماری صرع
- epistakso
- خونریزی بینی، خون دماغ
