واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- epizootio
- بیماری همه گیر حیوانات
- epuliso
- اپولیس، تومور فیبروز لثه
- ergografo
- کارنگار
- eritemo
- لکه های سرخ پوستی
- erizipelo
- باد سرخ
- eroto
- قوه محرکه جنسی در انسان
- erupcio
- (1) فوران آتشفشان (2) جوش پوستی
- eskaro
- قسمت مرده پوست، جای زخم یا ضایعه
- eskvizita
- نغر، لطیف، دلنشین (1) (2) تند و محدود
- etiologia
- (1) مربوط به علت و اثر شناسی (2) بیانگر آزمایش و توضیح بروش غیر- علمی علل پدیدهها- عرف و غیره
- etiologo
- [ناخوشی] علت و اثر شناس
- etologio
- (1) دانش مطالعه و بررسی در اصالت و مسیر عادات (2) علم خصیصهها (3) دانش رفتار شناسی حیوانات
- etuvo
- اجاق طبی
- eŭforio
- افوری، احساس سرخوشی حقیقی یا کاذب دوره پس از بهبود بیماری یا پساز استفاده از دارو
- eŭpepsio
- گوارش عادی و سالم
- eŭpneo
- تنفس طبیعی
- eŭritmo
- تپش منظم قلب
- eŭtanazio
- (1) مرگ آسان (2) تجویز eŭtanaziismo=مرگ به بیماران درمان ناپذیر (3)
- evipano
- داروی بیهوشی قابل تزریق
- fabismo
- بیماری کم خونی ناشی از باقلای فاوا
- facio
- صورت، چهره (2) (1) صورت خاص بیمار
- fagocito
- یاخته میکروب خوار
- favo
- (1) بیماری انگلی پوست بخصوص [ق.ا] گری (3) [ق.ا] پوست سر (2) کچلی tinio
- febro
- تب و تاب، هیجان [مج] تب
- fibromo
- غده ای که از بافت همبند تشکیل شده، ورم لیفی
- fistulo
- ناسور
- fizioterapio
- تن درمانی
- flankopiko
- درد پهلو
- flava febro
- [گرمسیری] تب زرد
- flavmalsano
- یرقان، بیماری زردی
- flebito
- التهاب سیاهرگ، فلبیت
- flebotomio
- رگزنی، فصد
- flebotomo
- (1) چاقوی رگزنی (2) حشرهای از دوبالان که ماده آن از خون انسان تغذیه میکند
- flegmazio
- التهاب داخلی همراه با تب
- flikteno
- تاول، تاولچه، آبدانک
- fluktui
- [درمورد مایعات بدن] (1) با فشار دست یا انگشت حرکت موجی کردن (2) متناوباً تغییر کردن، تغییر نامنظم داشتن [مج]
- flutero
- حرکت لرزشی بخصوص در عضلات قلب
- fobio
- (1) ترس- تشویش- نگرانی و اضطراب بیمورد (2) پسوندی علمی برای بیان نگرانی و ترس بیماری گونه
- fomenti
- ضماد گرم گذاشتن روی
- forcepso
- akuŝilo انبر قابلگی
- fosfeno
- حلقههای نوری که در موقع فشار روی چشم بنظر میآید
- fototerapio
- روش مداوا بااستفاده از نور یا طیف بخصوصی از نور
- frakturo
- & (1) شکست استخوان (2) نوعی حروف قدیمی آلمانی
- frambezio
- پیان، بیماری مسری و عفونی مناطق گرمسیری
- fremda
- بیگانه، اجنبی، نا آشنا، غریب، نامأنوس جسم خارجی
- frigida
- معرف فقدان نیروی جنسی
- frontala
- قدامی، مربوط به پیشانی چیزی
- frotaĵo
- (1) قشر نازک و شفاف رنگ که قسمتی از آن داخل رنگ دیگر شده (2) مقداری از در] مایع بدن مالیدهشده روی شیشه لام [آزمایشگاه
- fruastadia
- روی دهنده در مرحله ابتدایی بیماری
- ftizo
- بیماری سل بویژه ریوی
- fumigacio
- «بخور» بمنظور درمان
- funguso
- دشبل یا غده قارچی شکل
- furunko
- کورک، گنده تاول، دمل، التهاب کانونی پوست و بافت زیر پوستی
- galvanokaŭtero
- چاقوی الکتریکی برش نسوج
- gangliito
- التهاب دژپیه
- gangreno
- قانقاریا، تباهی اندام، فساد اخلاقی و اجتماعی [مج] فساد عضو،
- gastro
- ریشه فنی علمی بمعنی «شکم»
- gemina
- جفتی، توأمان، دوتایی
- geofagio
- میل به خاک خوری
- germeno
- تمامی سلول ها و بافت های تولید نسل یک موجود
