واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- glaŭkomo
- آب سیاه، گلوکوم
- glosito
- التهاب زبان
- glosotomio
- برش زبان
- glukozemio
- مقدار عادی قند در خون انسان
- gonoreo
- بیماری سوزاک
- gracila
- (1) خیلی لاغر (2) نحیف
- gripo
- زکام، نزله
- gruzo
- (1) شن، سنگریزه، ریگ (2) کلوخه، نخاله (3) سنگ مثانه و مشابه
- gumabsceso
- دمل نرم که گاهی دارای ترشحی صمغ مانند است
- haci
- (1) هاشور زدن روی، با خطوط موازی سایهدار کردن (2) با ضربات آهسته نرمه دست مالش دادن
- halucino
- توهم، خیال
- halucinozo
- توهم همراه هذیان halucina deliro=
- handikapo
- (1) مسابقه با دادن امتیاز بطرف ضعیف (2) ناتوانی جسمی یا ذهنی
- hebefrenio
- شکلی از زوال پیشرس عقل
- hebeta
- hebeteco مبتلا به
- hebeteco
- زوال قوای عقلانی در حالی که حس ها سالم باشد
- hektika
- نشان دهنده [در مورد تب] حالت مواج و مداوم همراه با لاغری
- helioterapio
- معالجه با آفتاب sunterapio=
- helminto
- نام گروهی از کرم های پهن انگلی
- hematemezo
- استفراغ خون
- hematio
- کلمه مترادف «گلبول قرمز»
- hematozoo
- هر موجود انگلی حیوانی در خون
- hemeroidoj
- بواسیر، هموروئید
- hemianopsio
- نیمه کوری، کوری در نیمه میدان دید
- hemikranio
- میگرن درد در نیمه سر
- hemiplegio
- فلج نیمه بدن
- hemofilio
- عدم انعقاد عادی خون
- hemoglobino
- ماده رنگی گویچه های قرمز خون
- hemoptizo
- خروج خون یا خلط خونی از دستگاه تنفسی
- hemoragio
- خونریزی بعلت پاره شدن رگ یا خروج خون از زخم
- hemostazo
- بند آمدن خونریزی
- hernio
- بیماری فتق، باد فتق
- herpeto
- تبخال
- hidrocefalo
- ازدیاد غیر عادی مایع نخاعی در داخل حفره های مغز
- hidrofobio
- آبگریزی
- hidropso
- تجمع مایع سروزی در نسوج
- hidroterapio
- آب درمانی
- hiperemio
- احتقان [در عضو] پرخونی
- hiperkloridemio
- افزایش کلرورید در خون
- hipermetropa
- دوربین [چشم]
- hipertensio
- زیادی فشار خون
- hipertrafio
- افزایش حجم بافت یا عضو
- hipnoto
- خواب بوسیله تلقین روانی
- hipotensio
- کمی فشار بخصوص فشار خون
- hirtismo
- رشد بیش از حد مو همراه عوارض و اختلالات دیگر در زنان
- histerio
- (1) حمله عصبی، غش یا بیهوشی و حمله در زنان (2) تظاهر ارادی به حالات بیمار گونه با تمایل به دروغ گفتن
- ĥolero
- وبای آسیایی و بومی هند kolerao =
- hordeolo
- گل مژه، التهاب غده پلکی
- idiopatio
- بیماری اصلی (نه عارض شده از بیماری دیگر)
- idiosinkrazio
- حالت مزاجی یا طبیعت ویژه شخص
- idioto
- آدم سفیه ابله فاقد شعور
- ikoro
- ترشح آبکی همراه خون و فساد از زخمها
- iktero
- یرقان، زردی
- iktiozo
- بیماری کلفت شدن و فلس دار شدن پوست
- ikto
- (تأکید، ضربه، مد) تأکید یا (1) در] فشار روی حرف معینی در تلفظ کلمه (2) سیلاب تکیهدار (3) حمله [آلمانی قدیم ناخوشی، حمله ناگهانی در بیماری های عصبی
- imbecilo
- ضعیف العقل
- impetiginizado
- مایه کوبی زرد زخم روی پوست یا زخم
- impetigino
- زرد زخم
- imunigo
- حالت مقاومت ایجاد شده پس از برخی بیماریها، مصونیت
- inanicio
- فقدان یا کسر تغذیه و نتیجه آن
