واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

kuplostango
میله اتصال
kusineto
بالشتک یاتاقان
kvarmakzela cuko
چهارنظام
lagro
یاتاقان، یاطاقان
lamenigebla
قابل تورق
lameno
ورق باریک و نازک اکثراً فلزی
laminati
نورد کردن [فلزات را]
langeto
[مثل زبان بچه گربه] (1) زبان کوچک (2) قطعه باریک، زبانه
leviĝo
برپایی، برخاستگی، بپا خاستگی، بالا آمدگی، رفعت، آغاز ناگهانی، طلوع، بلند شدگی، بالا رفتگی، بالاآمدگی در افق یا انظار فاصله بین دو انتهای پیستون و سوپاپ
levilo
levaparato (1) اهرم (2) levmaŝino
libermova
آزاد گرد، هرز گرد
lubriki
چرب کردن، روغن زدن به
ludi
بازی کردن، در حال بازی(ntr) (1) خود را با دیگران سرگرم کردن، (ntr) بودن (2) با] بازی کردن، [با چیزی مثل عروسک] بازی ورزشی کردن، (tr)بازی کردن (3) [کلمات آلت] (tr) کردن (4) [مسابقهای] بازی در] (tr) نواختن (5) [آهنگی] نواختن، [موسیقی(ntr) نقش اجرا کردن …
lulilo
(1) گهواره، ننو، مهد، بانوچ (2) زادگاه، مهد اصالت (3) برخی وسایل شبیه گهواره
lutbrulilo
مشعل لحیم کاری
makrometra
مورد [در مورد پیچ] استفاده برای حرکت سریع و وسیع لوله میکرو سکوپ یا وسایل چشمی دیگر
makzelo
فک، آرواره (2) (1) دهانه آچار یا وسایل دیگر مثل کالیبرسنج
malfruiĝo
(1) دیرشدگی، تأخیر (2) کندی (کمی سرعت) (3) عقب افتادگی [عارضه مغزی]
malneta
(1) نسخه چرکنویس (2) پرداخت نشده، صیقلی نشده، دارای ناصافی ناخالص (3)
mandreno
(1) محور مرغک در ماشین تراش (2) برقو
masko
(1) نقاب، برقع، روبنده، صورتک (2) ماسک، روپوش محافظ صورت (3) لایهای از قالب گچی یا مومی صورت اشخاص (4) پوشش طبیعی یا مصنوعی برای استتار تظاهر با پوشش فریبکارانه (6) برگ [مج] (5) حاجب نور در عکاسی (7) کاغذ سوراخدار که وقتی روی نوشتهای قرار گیرد فقط کلمات مورد نظر را می‌توان خواند
matrico
(1) قالب ماده منگنهکاری یا ریخته گری (2) قالب حروف ریزی (3) قالب مقوایی چاپ باسمه (4) قالب گالوانوپلاستی ماتریس (6) پوشش خاک مانند (5) روی عیار معدنی
metalurgia konvertoro
دستگاه تبدیل آهن خام به فولاد
monitoro
مونیتور، مراقبهکننده دستگاه یا هر سیستم دیگر که حالات یا پدیده‌های معینی را با در] آن می‌توان دائماً تحت کنترل داشت (1) مبصر، ارشد کلاس (2) نام قدیمی [کلاس درس» (3) ناو سبک توپدار مورداستفادهvarano «در سواحل کمعمق و رودخانه‌ها …
mordi
(1) گاز گرفتن، گزیدن، با دندان کندن (2) سطح فلز را خوردن و فرسودن گیر کردن، قلاب [کشتی، ماشینآلات] (3) کردن
morta
مرده، mortinta (1) مربوط به مرگ (2) موات (3) مرگآور، کشنده (4) مردنی مانند مرگ، درخور مرگ (6) [مج] (5) بی‌اثر، فاقد اثر (مثل قسمت بی‌حرکت ماشین یا نقطه پایانی قطعه متحرک)
mortopunkto
در مورد حرکت] (1) نقطه مرگ یا [قطعات گردنده یا متحرک ماشین بی اثر (2) منطقهای که دریافت امواج بعلت وجود موانع طبیعی یا ساختمان و غیره بآسانی امکانپذیر نیست
movado
(1) حرکت یا جنبشی دارای مداومت و تکرار، جنب و جوش (2) نهضت، جنبش، تحرک تمامی اقدامات یک سازمان برای [مج] (3) رسیدن به هدف (4) جابجایی جسم در فضا (5) حرکت یا جابجا شدن نفرات
muari
سطح فلزات- پارچه- کاغذ را موج نما کردن
muflo
نوعی بوته از رس آتشخور
mufo
(1) خز استوانه شکل دستپوش (2) توری چراغ زنبوری - چراغ گازی و مشابه اینها (3) (موف) قطعه اتصال دو سر میله یا کابل و غیره بشکل استوانه توخالی
nabo
(1) قسمت مرکزی چرخ شامل (2) قسمتaksingo= محور توپی چرخ مرکزی ملخ هواپیما، توپی ملخ (3) قسمت ضخیم میل لنگ یا اهرم
nadlo
عقربه قطب نما، عقربه آلاتِ برقی یا مغناطیسی، سوزن ماشه، سوزن تزریق سوزن گرامافن، سوزن جراحی، نوک تیز صخره و غیره
nervura stallado
ورق آهنی عاجدار
neta
پاکنویس شده [در مورد نوشته] (1) (2) شسته و رفته، پرداخت و صاف شده، رقم خالص، خالصبی‌لکه و تمیز (3)
nikromo
آلیاژ نیکل و کروم
niplo
(1) بوش، قطعه اتصال دو سر لوله (2) مهره ریز سیمهای چرخ دو چرخه
nito
میخ پرچ
niveltubo
لوله سطحنما، لوله آبنما
nocostango
میله دندانه یا فاقدار برای تنظیم ارتفاع یا برای آویختن اشیا
normkontroli
اوزان اندازه گیرها و وسایل استاندارد را بازرسی و در آنها نظارت کردن
oleotruo
سوراخ یا ممه روغنکاری
operatoro
عملگر، عامل (1) (2) گرداننده یا متصدی رایانه، اپراتور، پاسخ گوینده به پیامهای کنسول
paŝo
(1) گام، قدم (2) فاصله یک قدم (3) اقدام (4) فاصله بین دو دنده پیچ [مج]
pelrado
چرخ گردنده بوسیله موتور و جلو برنده وسیله نقلیه (در برابر هرزگرد)
pendigi
(1) آویزان کردن، معلق کردن (2) بهدار آویختن (3) چارچوب یا شاسی وسیله نقلیه را روی فنرها نصب کردن
pendigilo
pendingo (1) سیستم تعلیق (2)
permalojo
آلیاژ نیکل و آهن با خواص مغناطیسی زیاد
perturbo
(1) اختلال جسمی ناشی از بی‌نظمی در کار یک عضو (2) بی‌نظمی یا درست کار نکردن ماشین دستگاه جریان برق وغیره (3) قطع جریان منظم یک پدیده فیزیکی (4) اختلال در امواج رادیویی، آشفتگی، برهم خوردگی
piedingo
(1) نوعی حلقه رکاب زین (2) استخوان بناگوش (3) قطعه همشکل استخوان بناگوش در ماشین
piroforo
جسم یا آلیاژ مشتعل شونده در مجاورت هوا یا گاز
pistostango
میله انگشتی پیستون
pivotingo
پوسته یاتاقان
pivoto
انتهای قطعه محور که در یاتاقان قرار میگیرد
plandumo
planko (1) تخت کفش (2) =
planeda dentradoaro
چرخ دنده های سیاره ای یا طرح منظومهای
planimetro
در طراحی] پهنهسنج D [و نقشهکشی
polituri
بوسیله روغن جلا صیقلی و براق کردن
preĝi
فلز را بین دو قالب نر و ماده فشردن (پرس کردن) و بآن شکل دادن
prototipo
نمونه و شکل اولیه نمونه normotipo= اولیه و آزمایشی