واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- abatiso
- سد یا مانع بر پا شده با تنه درختان
- adjutanto
- آجودان
- aerarmeo
- نیروی هوایی
- alarmejo
- محل تجمع افراد بهنگام آمادهباش
- alo
- پرهبینی (2) پره (3) بال هواپیما (1) (4) بال یا جناح ساختمان (5) جناح (6) پره آسیاب بادی (7) بال پرنده، لنگه پنجره و مشابه
- altigilo
- پیچ تنظیم فاصله تیراندازی در تفنگ و غیره
- anserpaso
- قدم آهسته
- apelo
- تشکیل صف برای بازرسی
- ariergardo
- دسته عقبدار، عقبدار
- ariero
- قسمت عقبدار لشکر
- artilerio
- (1) توپخانه، آتشبار، گروه آتشبار (2) فن توپخانه
- atoma
- (1) مربوط به اتم (2) استفاده کننده از بخشی از انرژی اتمی
- avanci
- (1) در خاک دشمن به پیش رفتن (2) ترقی کردن، ترفیع گرفتن
- avangardo
- (1) دسته پیشقراولان پیشروان موجد سبک هنری [مج] (2) پیشقدمان، پیشتازان، پیشروان
- bajoneto
- سر نیزه
- barbedo
- سکوی داخل قلعه یا کشتی محل قرار گیری توپ
- bataliono
- گردان پیاده نظام
- bazuko
- بازوکا، اسلحه ضد تانک
- blokhaŭso
- موضع مستحکم برای سد کردن راه
- bombo
- بمب، چیزی بشکل بمب
- breĉo
- (1) رخنه، شکاف (2) ترک جای خالی [مج] خوردگی، درز (3)
- brigado
- (1) تیپ (2) دسته کارگران منظم تحت یک سرپرستی
- ĉarniro
- نوعی مفصل (1) لولا (2) (3) نقطه تلاقی دو دسته متشکل نظامی
- celilaro
- (1) مجموع وسایل هدفگیری در روی اسلحه (2) وسایل تنظیم هدف روی دستگاههای نقشه برداری
- centro
- مرکز، مرکز دایره یا کره (1) (2) نقطه تقارن، میان، مرکز اعصاب یا تشکیلات وسط یا اصلی
- defensivo
- حالت تدافعی، پدافندی
- defili
- بترتیب یا بستون قدم برداشتن، رژه رفتن
- dekumi
- از هر ده یاغی در صف یکی را برای عبرت دیگران مجازات کردن
- demonstracio
- demonstrado (1) (2) نمایش آمادگی نیروی ارتش
- deploji
- بخط کردن
- depoto
- آماده گاه، ساخلو
- desfili
- در پناه و آرایش حفاظتی [در برابر شلیک دشمن] قرار دادن
- destrojero
- ناو شکن
- dizerti
- از خدمت ارتش گریختن
- duonluno
- (1) قسمتی از استحکامات بشکل هلال خارج قلعه و مسلط بر دروازه و برج خال سفید یا نقطه هلالی انتهای ناخن آن (2)
- dutuba
- [برای شلیک] دولول
- ekarto
- اختلاف بین کمیت حقیقی (1) و تقریبی (2) اختلاف بین هدف مورد نظر و نقطه اصابت گلوله
- enfili
- با درو عرضی سپاه دشمن بهدف دست یافتن
- eskaladi
- (1) با نردبان به موضع دشمن صعود کردن (2) از طنابهای کشتی بادبانی بالا رفتن
- eskalono
- ردهبندی یا آرایش پشت سر هم
- esplanado
- (1) فضای باز و جدا کننده دژ یا ارگ شهری از شهر (2) گردشگاه جلوی بنای یادبود
- evakui
- (1) مکانی را خود تخلیه کردن (2) ساکنان را وادار به ترک محل مسکونی خود کردن
- feldmarŝalo
- سپهبد آلمانی یا روسی
- finto
- حمله خدعه آمیز، اغفال
- flankpasi
- ازجناح دشمن گذشتن
- fortreso
- پادگان، دژ، قلعه نظامی
- frontoturno
- تغییر جبهه
- funelo
- (1) قیف (2) شیئی قیفی شکل یا شیپوری (3) کف زمینی که براثر انفجار بشکل قیف در آمده
- fuorto
- برج و بارو، حصار
- furiero
- درجه دار کار پرداز
- fusilo
- تفنگ
- fuzeo
- چاشنی، فتیله مواد منفجره
- gabio
- سبد استوانهای بدون ته پر از خاک بعنوان جان پناه
- glaciso
- شیب جلوی دژ، شیب جبهه
- grenado
- نارنجک
- gvardio
- محافظان مخصوص فرمانروا
- haŭbizo
- خمپاره انداز
- heliografo
- (1) دستگاه مخابره نوری (2) دستگاه اندازه گیری روزبهروز مدت تابش خورشید
- helpotrupoj
- گروههای امداد
- kampanjo
- (1) یک رشته عملیات [مج] انجام شده در سرزمین یا قلمرو معین (2) اقدامات اصولی برای رسیدن به هدف با بر انگیختن اعتقادات مردم
