واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

-e
«اِ» ششمین حرف الفبای اسپرانتو مورد (1) صدای [حرف بزرگ] استفاده ازجمله: سوم در سیستم انگلیسی و آلمانی در گام طبیعی ماژور معادل «می» در سیستم ایتالیایی (2) نمادEsperanto مشرق (3) مخفف کلمه
-teto
پساوند پیشنهادی که با اعداد (بخصوص از 4 به بالا) آمده و معرف: (1) تصنیفی دارای تعداد ذکر شده اجراکنندگان (2) معرف خود اجراکنندگان باشد مثل:kvarteto, kvinteto, septeto
a
نخستین حرف الفبای اسپرانتو حرف صدا دار برابر «آ» فارسی (1) نام انگلیسی و آلمانی‌صدای درجه ششم درگام طبیعی «دوماژور» برابر «لا» در سیستم فرانسوی و ایتالیایی (2) علامت عنصر آرگون در مخفف «آمپر» و [a حرف کوچک] در شیمی،» در ریاضیات جدیدaroمخفف مجموعه «
adaĝo
آرام [در اجرای موسیقی]
akompani
(1) همراهی کردن با، ملازمت کردن (2) منضم شدن به (3) با صدای مناسب همراهی کردن
akordiono
آکوردئون
aldo
(1) ساز زهی بشکل ویلن قدری kontraltoبزرگتر، ویلن آلتو (2)
alegro
تند [درمورد قطعه موسیقی] و نشاطانگیز که از مدراتو تندتر باشد
alta
بلند، دارای اوج، والا، بلند قامت، بلندپایه، زیر [در مورد صدا] دارای صدای بلند، پراوج
alto
ارتفاع (2) بلندی، فراز، رفعت (1) (4) اوجalteco یاaltaĵo (3) مخفف
amplekso
گستردگی، پهناوری، دامنه، گستره، گستره صوتی
anakruzo
در عروض یونانی-] z (1) هجای اضافی قبل از وتد اول (2) [لاتینی نتهای آغازین پیش از اولین خط میزان
anĉo
[در قرهنی و مشابه] زبانه، قمیش
andanto
نسبتا آهسته
antemo
موتت با [در بریتانیا] [Moteto نگا:] سخنانی از انجیل
antifono
جمله [در موسیقی کلیسایی] کوتاهی که پیش یا پس از دعا خوانده می‌شود
apoĝaturo
نت زینتی که پیش از صدای اصلی می‌آید
arabesko
(1) نقوش تزئینی سبک عربی بشکل بافت تور (2) آهنگ هوس انگیز، آهنگی بشیوه عربی
aranĝi
(1) مرتب کردن، ترتیب دادن، تعبیه کردن، روبراه کردن، چیدن، آراستن، نظم دادن (2) تنظیم کردن
arĉo
آرشه
arpeĝo
آرپژ، آکورد شکسته
atonala
آتنایی، ضدتنایی، بدون تنالیته مشخص (مثل آثار شونبرگ)
aŭbado
آهنگ عاشقانه صبحگاهی
Bango
بانجو، نوعی گیتار
barbitono
ساز زهی یونانی
baritono
وسعت صدای مردانه بین باس و تنور، باریتون
baso
باس، بم ترین گستره صدای مردانه، صداهای بم در سازها
bekfluto
نی لبک
bekvadrato
علامت خنثی کننده تاثیر «دیز» «بمل» و غیره، بکار
bemolo
بمل
bis!
یعنی: باز هم بخوان یا [صوت] (1) [قید] آن قطعه را دوباره تکرار کن (2) معرف تکراری بودن جمله آواز
blovinstrumento
ساز بادی
bluso
(1) آواز مردمی بیانکننده گونهای احساس فشار و اندوه خاص سیاهان آمریکا (2) قطعه موسیقی جاز معمولاً 21 میزانی شامل سهA-A-Bقسمت چهار میزانی بترتیب
bongo
نقاره
bopo
یکی از شیوه های موسیقی جاز
borduno
زنگ- سیم- زه یا لوله ارگ با صدای بم
brustvoĉo
در آواز یا] بمترین صدا [tenor]، تنور [سخنرانی
canti
ساده و کشیده خواندن
canto
شکلی از آواز مناجات
cefpulso
نخستین ضربه میزان که همیشه قوی است
cenkanto
تکخوانی بدون همراهی و ساده [kanono نگا:] «کانُن»
cimbalo
zimbalono (1) سنج (2)
dampi
خفه یا بم کردن [صدا را]
diapazono
(1) سری کامل اصوات در هر سیستم (2) صدای اکتاو درجه اول (3) آلت تطبیق صوت و تنظیم ساز
diatono
تناور، صفتی برای گامهای دیاتونیک در مقابل کروماتیک
dieso
علامت «دیز» بالا برنده صدای طبیعی باندازه نیم پرده کروماتیک
diminuendo
محل کم دانگ در قطعه
diminui
(1) ابعاد عکس را کوچک بافت را حلقه‌های [در تریکو بافی] کردن (2) بتدریج کم کردن (3) دانگ را ملایم کردن
dirigento
رهبر ارکستر
diskanto
نام قدیمی «سوپرانو»
do
صدای درجه اول در گام دیاتونیک دوماژور در سیستم فرانسوی و ایتالیایی
do gamo
ردیف اسامی نتها
drumo
طبل، کوس، دهل
dueto
اثر موسیقی برای دو خوانی یا دو نوازی
duonnoto
بترتیب: نت های سفید- سیاه- چنگ
duonsilento
علامت سکوت «سفید»
duontono
(1) نیمپرده (2) اختلاف جزیی بین تیرگی و روشنی
enharmona
مترادف در مورد دو نت یا دو گام غیر همنام
etudo
(1) قطعه موسیقی تمرینی (2) طرح اولیه نقاشی (3) تمرین صور مختلف و جابجایی مهره های شطرنج
fa
نت «فا» چهارمین نت در سیستم ایتالیایی، فرانسوی