واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

kontrabaso
ویلن بزرگ، کنترباس
kontralto
گستره صوتی صداهای بم زنانه
kontrapunkto
علم ترکیب اصوات
kordinstrumento
ساز زهی سیمی
kordo
بند، (1) تار، سیم، زه (2) پاره خط مستقیم بین دو انتهای قوس وتر (3)
kornemuzo
خیکنای فرانسوی
korneto
(1) نوعی شیپور (2) گوشی قیف مانند اشخاص کر در قدیم
kotiljono
یکجور رقص دسته جمعی
kotoo
ساز ژاپونی زخمهای دارای 31 سیم
kresĉendo
بلند کردن تدریجی صدا
kromata
(1) وابسته برنگهای طیفی (2) گامی که تمام فواصل آن از نیم پرده تشکیل می‌شود، کروماتیک
kromata skalo
گام کروماتیک
ksilofono
زیلوفن، نوعی ساز شبیه سنتور با زبانه های چوبی
kvarono
(1) یک چهارم، چارک (2) یک چهارم پرده و علامت آن
kvaronsilento
سکوت 41
kvarteto
(1) قطعه موسیقی برای چهار خوانی یا چهارنوازی (2) دسته چهار نفری خوانندگان یا نوازندگان اینگونه موسیقی
kvarto
(1) مجموع فاصله بین چهار صدای متوالی در گام دیاتونیک (2) کتاب با قطع ربعی، قطع خشتی (3) واحد حجم در ممالک مختلف بین یک سوم و یک چهارم لیتر
kvinteto
(1) موسیقی برای پنج ساز یا آواز (2) دسته پنجنفری نوازندگان یا خوانندگان اینگونه موسیقی
kvinto
فاصله بین پنج صدای متوالی در گام دیاتونیک
la
لا، ششمین درجه گام دیاتونیک دوماژور در سیستم ایتالیایی و فرانسوی معادل در سیستم انگلیسی و آلمانی
larĝe
(1) در حالت استفاده از باد مساعد (2) بآهستگی و وقار، با تأنی
lido
ترانه آلمانی
liniaro
پنج خط حامل
liro
چنگ قدیمی از شاخ حیوانات
liuto
عود، بربط
madrigalo
(1) تعریف و تمجید عاشقانه (2) نوعی [اکثراً بصورت شعر و لطیفه] موسیقی آوازی چند صدایی بدون همراهی ساز و با تکرار و تقلید کنتراپونکت
maĵora
متشکل از [در مورد گام] (1) [tercio در مورد] پنج پرده و دو نیم پرده، متشکل از دو پرده (2) مورد یا موضوع بزرگتر از در برابر] بین دو مورد، موضوع مهمتر اصلی [minora
maĵora skalo
گام طبیعی بزرگ
mandolino
ماندولین
mandolo
نوع قدیمی ماندولین
medianto
میانی (درجه سوم گام)
mekanismo
(1) ساز و کار، مکانیزم (2) ساختار عناصر مرتبط به یکدیگر و ترتیب کار آنها (3) نواختن تکنیکی موسیقی در نظریهای که مقابل تأثیرات احساسی آن (4) برابر آن تمام پدیده‌های طبیعی می‌توانند با قوانین فیزیک تعریف شوند
melopeo
آواز بهمراهی دکلمه
metronomo
تک تکه، مترونوم
mezuro
(1) اندازهگیری، سنجش، توزین (2) میزان، اندازه، پیمانه، سیستم اندازهگیری‌ها (3) قدر، دامنه، مقدار، قد، ابعاد اندازهگیری حدّ اعتدال، [مج] قدر معین (5) [مج] شده (4) تعداد میانه روی، غایت حد [مج] (6) سیلابها و یک بند شعر (7) میزان (8) [کتاب و مشابه] درازای خطوط
mi
می، نام نت درجه سوم در گام طبیعی دوماژور در سیستم فرانسوی و ایتالیایی
mikrokanelo
شیار بسیار ریز روی صفحه گرامافن
minora
در مورد گام کوچک] (1) متشکل از سهپرده- سهنیمپرده و [هارمونیک»tercioیک یک و نیم پرده و درمورد «فاصلهای متشکل از یک پرده و یک نیمپرده از] مانند فاصله «ر» تا «فا» (2) مورد کوچکتر اصغر، کهین [دو مورد- طبقه و غیره
minora skalo
گام طبیعی کوچک
mistono
صدای غیر عادی
moteto
قطعه موسیقی کورال کلیسایی
motivo
(1) انگیزه، سبب، داعی، غرض (2) قسمت کوچکی از یک جمله موسیقی که موضوع نقاشیcدر درون خود کامل است (3) که در تصویر بطور مکرر ارائه شده
movimento
قطعه کامل موسیقی که خود قسمتی از اثر بزرگتر باشد مثل یکی از چهار قسمت سونات
naŭno
فاصله بین 9 صدای متوالی در گام دیاتونیک، فاصله نهم
neŭmo
علائم مختلفی که در نت نویسی آواز بطور یک سیلابی بکار رفته
nokturno
شباهنگ، قطعه موسیقی رویایی و دل انگیز
noto
(1) یادداشت کوتاه (2) یادداشت یا توضیح [مج] کوتاه (3) نت (4) نمره درسی (5) کیفیت متمایزکننده یا فرق جزئی
ofertorio
تقدیس یا تقدیم نان (1) و شراب در عشای ربانی (2) سرود برگردان که در مراسم عشای ربانی خوانده میشود
ofiklejdo
شیپور مار پیچ برنجین
okarino
نوعی آلت موسیقی بادی شبیه تخم مرغ برای کودکان
okono
(1) یک هشتم (2) نت «چنگ» یا یک هشتم
oktavo
(1) فاصله بین هشت صدای بار تاه شده، قطع نیموزیری (3) کتاب با قطع شعر هشت بندی یک هشتم... (4)
orgeno
ارگ، ارگ بزرگ دارای لوله های صوتی- شستی ها و پدالها
partituro
(1) مجموع نتهای سازها یا صداهای آوازی یک قطعه موسیقی چند صدایی (2) دفترچه شامل این نتها برای استفاده رهبر ارکستر
parto
(1) بخش، پاره، قسمت، تکه (2) سهم، حصه (3) بخشی از قطعه موسیقی که مخصوص صدا یا ساز مشخصی است
Pasiono
(1) اندوه و عذاب عیسی از شام واپسین تا هنگام مرگ (2) نمایشاپرایی همراه موسیقی درباره رنج عیسی (ع)
perkutinstrumento
ساز کوبهای یا کوبشی
piano
پیانو
pianolo
پیانوی خودکار
pinĉi
(1) نیشگون گرفتن، وشگون گرفتن با لب چریدن [در مورد حیوانات علفچر] (2) (4) شاخه- [به سیم سازهای زهی] زخمه زدن بیش از حد [در مورد کشتی] های نرم را چیدن، نزدیک به باد با شراع حرکت کردن