واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

aksiometro
آلت نشان دهنده زاویه سکان با محور کشتی
albordiĝejo
محل پهلو گرفتن در ساحل
alzonigi
فرود آمدن بساحلآمدن
asdiko
دستگاه کشف زیر دریایی های غرق شده توسط امواج ماوراء صوت
aŭriko
بادبان ذوزنقه یا سه گوش
balastakvujo
مخزن آب در زیر دریایی برای تنظیم بالا و پایین رفتن سفینه
bonedo
بادبان اضافی قابل گسترش
drivi
بر اثر جریان آب یا باد رانده شدن
enverguro
(1) پهنای بادبان در محل اتصال به دیرک (2) پهنای بادبانهای روی طول بالهای گسترده پرنده کشتی (3) فاصله بین دو نوک بال هواپیما (4)
gerleno
طناب بسیار ضخیم
gibi
بادبان را در جهت دیگر دکل برگرداندن
graplo
(1) نوعی لنگر چند شاخه (2) چنگک، قلاب برای بیرون کشیدن اشیاء از ته دریاچه و غیره
grundi
به گل نشستن
gudrotuko
پارچه کرباسی ضخیم، قیراندود و عایق آب
halso
شراع بند کشتی بادبانی
haŭsero
ریسمان بسیار ضخیم برای بستن کشتی
hidrofono
آلت تولیدامواج( صوتی در زیر آب
hokstango
دستک قلابدار
kapei
در هوای نامساعد با حداقل بادبان به پیش راندن
kapuso
جهت حرکت یا محور کشتی
karbumi
زغال تدارک دیدن
knoto
گره دریایی
kontraŭtorpedsipo
ناوشکن
koraklo
زورق ساخته شده با چوب و پوست
leo
(1) آن سمت کشتی که در مقابل باد [واحد پول] levo=حفاظت شده (2)
lifto
(1) آسانسور، بالا بر (2) ریسمان یا جرثقیل قرقره ای بالابر
lofi
کشتی را در جهت باد قرار دادن
loksodromio
خطی [کشتیرانی] (1) که در روی کره جغرافیایی همه نصفالنهارات را با زاویه یکسان قطع می‌کند (2) خط جغرافیایی نشان دهنده مسیر کشتی
martingalo
(1) تسمه زیر گردن اسب که به تنگ اسب متصل است (2) دیرک در] عمودی و نگهدارنده بادبان سهگوش (3) شرط بندی روی عددی معین که هر بار [قمار بمبلغ شرط بندی افزوده می‌شود
pavezo
دیواره محافظ عرشهکشتی
rigi
کشتی را به شراع مجهز کردن
rudro
سکان
ruliĝi
غلتیدن، روی چرخ پیش رفتن، با وسیله چرخدار حرکت کردن، با حرکت موج آب بجلو رانده شدن دستخوش امواج از این پهلو حرکت زاویهای بخود گرفتن بآن پهلو شدن یا حول محور چرخیدن
semafori
(1) با چراغ راهنمایی علامت دادن (2) با پرچمهای مخصوص در دستان علامت دادن
ŝkoto
طناب تنظیم بادبان
sondilo
(1) عمقسنج (عبارت از یک ریسمان و وزنه) (2) اسباب معاینه یا تخلیه طبی مایعات بدن
spinako
بادبان سه گوش کمکی
steveno
تیر کلفت تشکیل دهنده دماغه کشتی
stirejo
اطاق سکان
sursabliĝi
به گل نشستن
tiraviro
ریسمان دولا حلقه شده برای غلطاندن یا بالا کشیدن چلیک و غیره
trampi
(1) ول و هرز زندگی کردن، ول مسیرهای گشتن، پرسه زدن (2) مختلف را پیش گرفتن
trasulki
با جا گذاشتن شیار روی آب رد شدن
videbla horizonto
افق نمودار، افق مرئی، افق حسی