واژه نامه - Vortaro
برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید
- anastigmata
- [در مورد عدسی] تنظیم شده برای دید آستیگمات
- aplanata
- دارای تمرکز نور در یک کانون
- astigmata
- آستیگمات
- densigilo
- ماده مات کننده
- diapozitivo
- شیشه یا فیلم مثبت
- difrakti
- منکسر کردن
- distordo
- (1) کجی تصویر، واپیچیدگی عکس (2) تغییر شکل حوزه برقی یا مغناطیسی تحتتأثیر حوزه دیگر (3) تولید صدای نادرست در گیرنده تلفن رادیویی
- duonombrumi
- اطراف عکس را بتدریج روشن تر و بالاخره سفید کردن
- eklipsa
- (1) مربوط به کسوف یا خسوف (2) نشان دهنده گرفتگیها و درخششهای مجدد کوتاه مدت و متناوب
- eksponi
- (1) بمعرض نمایش گذاردن، = [کالا و غیره] عرضه کردن، نمایش دادن (2) در معرض نور قرار دادنekspozicii
- eksponmetro
- دستگاه سنجش زمان نور دهی
- enfokusigi
- (1) کانون عدسی ها را در فاصله موردنظر میزان کردن (2) تصویر را میزان و واضح (نِت) کردن
- ferotipio
- (1) فن براق کردن عکس (2) روش تهیه عکس روی ورق آهنی دارای اندود کلودیون
- fiksi
- (1) استوار کردن، درست کردن (2) کم و بیش بمدت طولانی بسویی متوجه ساختن (3) تثبیت کردن (4) ثابت کردن
- filtri
- از صافی رد کردن [مایع را] (1) (2) بوسیله فیلتر مانع عبور اشعه برخی رنگها شدن
- fluoreski
- دارای خاصیت فلورسانس بودن
- fotohaloido
- (AgBr) برومید نقره
- fotokromio
- عکس برداری رنگی
- fulmlumo
- نور منیزیم یا نور شدید مشابه آن
- globoskopo
- دستگاه تجزیه نور روز و نور خورشید
- heligo
- روند کم کردن تفاوت تیرگی و روشنی نگاتیو
- impresaĵo
- تصویر ظاهر شده
- kampa profundo
- عمق میدان (بطوریکه همه نقاط در دید دقیق عدسی باشد)
- kaseto
- جعبه کشودار شیشه عکاسی
- kolimati
- در محوطه نور قرار دادن
- kopii
- (1) نسخه برداشتن از، رونویس کردن، از روی نسخه اصلی نقاشی کردن عیناً [مج] روی کاغذ مخصوص چاپ کردن (2) تقلید کردن
- maldensigi
- رقیق کردن، غیر انبوه کردن، از فشردگی خارج کردن (2) کلیشه چاپ ژلاتینی کم تراکم بکار بردن
- menisko
- (1) گوژی یا کاوی سطح آب در لوله (2) عدسی یک طرف کاو و غضروف نیم طرف دیگر گوژ همگرا (3) هلالی
- mikrofilmo
- میکرو فیلم، تعدادی عکسهای بسیار کوچک روی فیلم مورد استفاده بایگانی
- ortokromata
- معرف روشهایی که سعی دارد رنگهای طبیعی را حتیالمقدور در عکس سیاه و سفید مجسم سازد
- pankromata
- حساس به همه رنگها
- povo
- (1) توانائی، تاب و توان، رمق (2) قدرت، توان، ضریب کار مفید (3) قدرت دید عدسی (4) اجازه و اختیار در عمل
- reduktilo
- داروی ظهور عکاسی
- refraktindico
- ضریب شکست
- riveli
- (1) فاش کردن، مکشوف کردن، آشکار ساختن (2) ظاهر کردن
- spektro
- مواردی [مج] بیناب، طیف از یک مقوله
- subeksponi
- کمتر از حد لازم نور دادن
- supereksponi
- بیشتر ازحد لزوم نور دادن
- tonfiksi
- رنگ عکس را با شستشو تغییر دادن و سپس ثابت کردن
- tonigi
- (1) نواخت را درخشانتر کردن (2) با مواد شیمیایی رنگ عکس را تغییر دادن
- virtuala
- بالقوه، مضمر، تقدیری (1) (2) غیر حقیقی
- vualiĝi
- تار شدن، تیره شدن
