spirito

(1) روح، روان، نفس، دم (2) خاطر، وجود اندیشمند انسان (3) روحیه، حالت فکری (4) روح اثر ادبی یا هنری، عمق معنوی (5) وجود فاقد بدن و فوق انسان، سومین اقنوم از اقانیم ثلاثه مسیحیت- روحالقدس (6) وحی خداوند، نیروی خدایی، نیروی شیطان (7) نام عامیانه برخی مواد حلال …

حوزه‌ها: دستور زبان، دین

معنی کامل: (1) روح، روان، نفس، دم (2) خاطر، وجود اندیشمند انسان (3) روحیه، حالت فکری (4) روح اثر ادبی یا هنری، عمق معنوی (5) وجود فاقد بدن و فوق انسان، سومین اقنوم از اقانیم ثلاثه مسیحیت- روحالقدس (6) وحی خداوند، نیروی خدایی، نیروی شیطان (7) نام عامیانه برخی مواد حلال (مثل الکل) (8) در الفبای یونانی هر یک از دو علامت که معرف حرف خود آوای ادا شونده از حلق است )H (مثل

آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵

بیشتر در دستور زبان

spirito - ستاره سبز