واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

indikaĵoj
قراینی که حقانیت موضوع اصلی را ممکن می‌سازد
intimaĵoj
(1) اشارات صمیمانه، نوازشهای دوستانه (2) روابط جنسی
invoki
[برای تبرئه] استناد کردن به
juĝfaro
تصمیم قضایی
juĝi
(1) داوری کردن، قضاوت یا حکمیت کردن (2) نظر خود را ابراز کردن (3) نظر نامساعد یا دال بر ناحق بودن ابراز کردن
ĵurio
هیئت منصفه
jurisprudenco
(1) علم قضاء، فلسفه قضایی (2) تطبیق و تفسیر قوانین بوسیله محکمه (3) رویه قضایی
kaido
(قائد) مأمور دولتی الجزایری یا تونسی در اجرای عدالت جمعآوری مالیات و غیره
kanceliero
وزیر، نخست وزیر، صدر اعظم، شخص بلندمقام اداری، صاحبمقام معرف مقامات متفاوت] دادگستری یا کلیسایی [در ممالک مختلف
kasacio
القاء، نقض، ابطال قانونی
klaŭzo
ماده، بند، شق، فقره، عبارت [در اسناد، قرار داد ها و اسناد قانونی]
kodicilo
آخرین تقاضا تبصره یا متمم وصیت نامه
kodigi
نکات مهم حقوقی را بطور اصولی تدوین کردن
kognato
خویشاوند مادری
komplico
شریک یا معاون جرم، شریک جنایت
koncesio
(1) حق الامتیاز اعطا شده از طرف دولتی به دولت دیگر به شرکتها یا اشخاص برای بهرهبرداری از ناحیهای و غیرهKoncedo= (2)
konfederacio
(1) جامعه کشورهای مستقل دارای حکومت مرکزی مشترک (2) سندیکاها و فدراسیون های مؤتلف
konfronti
دو یا عدهای را در محضر قاضی یا کمیسیون با هم مواجهه دادن، رویارو کردن
konsilio
سازمان رایزنی، انجمن مشاورین
konstitucio
(1) اصول قانون اساسی کشوری، ارکان مشروطیت (2) قانون اساسی بعنوان ملاک عمل (3) مجموع کیفیات بدنی مربوط به خلقت و سرشت سرشت، مجموعه خصایص فردی یک شخص از جمله خصایص ارثی او (4) ترکیب یا ساختار طبیعی
konsulta opinio
نظر مشورتی، رأی مشورتی
kontrakti
قرار داد بستن، عقد بستن
kontraŭpostulo
ادعا یا توقع متقابل
kontumaca
متمرد، سرکش در مقابل فرامین قانون
kontumaco
تمرد نافرمانی و خودداری از حضور در دادگاه
konvikti
با ارائه نشانه‌ها و شواهد مجرم شناختن
koopti
[در انجمن ها و کمیته ها] (alelekti=)بعنوان همکار انتخاب کردن
kriminala
جنایی، مرتبط با جنایت
kriminaligi
از جنحه به جنایی تبدیل کردن
kumuli
چندین شغل یا وکالت و غیره را بطور همزمان بعهده داشتن
kuratoro
(1) قیم یا سرپرست، ولی در] حقوقی کودک یتیم یا صغیر، ولی صغیر (2) سراستاد دانشکده (3) موزهدار، [برخی کشورها ناظر کتابخانه
kvorumo
حد نصاب اکثریت لازم برای تصمیمگیری
legaci
برابر وصیتنامه به شخص معلومی واگذار کردن
legacio
(1) هیئت سیاسی اعزامی به کشور خارجی، هیئت ایلچی‌گری (2) محل اقامت هیئت ایلچی‌گری (3) مال یا حقی که شخص برابر وصیتنامه به شخص معلومی واگذار میکند
leĝo
(1) قانون، یاسا (2) تصمیم رسمی یا قانونی (3) قاعده الزامی شناخته شده براساس اصل زندگی اجتماعی (4) دستور یا اراده (5) نظر یا [مثل دستور فاتحین] تحمیل شده روال سنتی یا اصل هنری، عرف و آیین (6) فرمول یا قانون علمی یا پدیده ها (7) دستور شرع
licenco
عدم پیروی استثنایی از (1) دستور زبان یا قواعد شعری، ضرورت شعری (2) پروانه یا جواز کسب، گواهینامه
likvidado
[ورشکستگی] تسویه * تصفیه حساب، پاکسازی
majestatenco
سوء قصد علیه فرمانروا
majoritato
(1) سن قانونی (2) حزب دارای اکثریت یا نظر اکثریت
malversacio
اختلاس، برداشت دزدانه پول از اداره خصوصی یا ملی
mediacio
میانجیگری
militdifektoj
صدمات و خسارات جنگ
militkazo
عملی که بخودی خود می تواند اعلام جنگ را توجیه کند
minoritato
(1) سن پیش از سن قانونی (2) اقلیت
moratorio
مهلت قانونی پرداخت دین
morganata
معرف گونه ازدواج شاه یا شاهزاده با زنی از طبقه عادی اجتماع و بدون عناوین اشرافی که فرزندان آنها فاقد چنان عناوینی خواهند بود
motivaĵo
داعیه تصمیم قضایی
naturalizi
(1) به تابعیت کشور واژه بیگانه رسم یا عادت [مج] پذیرفتن (2) خارجی و مشابه را در جامعه خودی رایج کردن
netransigebla
در] غیر قابل انتقال [مورد دارایی، حق و موارد مشابه: بمعنی حرکت یا عمل انتقالی [پیشاوند] III تبدیلی، تغییر مکان یا حالت، تغییر وضع یا موقعیت:
normo
(1) هنجار، حالت بقاعده و عادی معیار (2) اصل یا قاعده حقوقی (3) مشخصات تولیدی قابل قبول و تثبیت شده، نرم، استاندارد (4) نمونه قبول شده (5) تعمیم مفهوم طول
obligacio
(1) برگ قرضه، برگ یا (2) دین [اوراق بهادار] ورق بهادار حقوقی، تعهد قانونی، التزام
observanto
مُشاهد، ناظر ناظر جلسه
okazo
(1) رویداد، واقعه، اتفاق، پیشآمد تازه، حادثه، رخداد (2) جریانات و موقعیت خاص، kazoمجال (4)
okupacio
تصرف عدوانی، اشغال بزور
opcio
خیار، اختیار
ostaĝo
شخص گروی، گروگان
pakto
(1) توافق لازمالاجرای دوطرفه (2) پیمان یا قرارداد بینالمللی، میثاق، معاهده، پیماننامه، مقاولهنامه
perforta alproprigo
تصرف عدوانی
personecigi
متغیر یا مناسب اشخاص ذیربط [درمورد قانون - آییننامه و غیره] کردن
plebiscito
رأی قاطبه مردم در مورد انتخاب خودمختاری یا وابستگی