واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

kvereli
مشاجره داد و فریاد پرخاشگری کردن، نزاع کردن درافتادن
kvinope
بطور پنج تایی، پنج تا پنج تا
leki
دست [مج] (1) لیسیدن (2) کردن، برای کسب [کسی را] لیسی یا کاسه لیسی با دقت بسیار شکل [مج] سود تملق گفتن (3) نهایی دادن به صاف و صوف کردن
logika
(1) منطقی، عقلی حسابی (2) قادر به ارائه برهان یا رفتار منطقی
malplenumi
نکول کردن، از انجام سر باز زدن، شانه خالی کردن از، کار بایسته را انجام ندادن، بد عهدی کردن جرزدن
malsargi
[در مورد تفنگ و غیره] خالی کردن، [فشنگ را] خالی یا در کردن تخلیه کردن [برق را]
malsekretemo
دهان لقی
malŝvela
باد دررفته، ورچروکیده، ور چلوزیده
maltimida
پررو، دریده
manipuli
(1) با دست بکار کم و بیش غیر بیطرفانه مورد [مج] انداختن (2) عمل قرار دادن، مخدوش کردن، دستکاری - دخل و تصرف کردن در، ور رفتن با
matrono
(1) مادر اشرافی در روم باستان (2) بانو زن جا افتاده و محترم
monero
پول خرد پاپاسی
muzikaŭskulti
استراق سمع کردن، گوش [زیر زیرکی] ایستادن
muzikridi
زیرزیرکی - مخفیانه خندیدن
naskaci
پس انداختن
nazfluulo
فین دماغ، کسی که آب بینی‌اش دائماً جاری است
nedecidita stato
بی تکلیفی پا در هوایی
novevestita
جامه نو پوشیده، نوجامه نو نوار
omeno
شگون، یمن آمد (آمد نیامد)
onidiro
شایعه، خبر افواهی چُو، هُو
orda
مرتب، منظم، تنظیم شده، سامان یافته، ordo روبراه، با قاعده، مربوط به
pano
(1) نان (2) چانه نان چونه قوت، روزی [مج] (3)
paperŝmiri
نوشتن مطالب بیمعنی- بی‌ارزش یا بدخواهانه یا: کاغذ سیاه کردن
paŭti
اخم کردن، لب ولوچه آویختن، قیافه گرفتن، قیافه ورچسوندن
pedanto
آدم سختگیردر جزئیات، ملانقطی، علم فروش خام، ملا کتابی
pelmelo
در هم برهمی، سردرگمی، خر تو خری
pesi
(1) وزن کردن، کشیدن (2) لیاقت قدر [مج] را سنجیدن (3) [کسی] وشایستگی و اعتبار چیزی را برآورده کردن، سبک سنگین کردن
petoli
بازیگوشی کردن، شیطنت کردن، شوخی و لودگی کردن، لاس زدن ورجه وورجهکردن
platona
[مج] (1) منسوب به افلاطون (2) آرمانی، خالص، ایدهآلی (3) عمداً غیر واقعی، انگاری
plorpeti
با اشک و زاری تقاضا کردن، استغاثه کردن، با تضرع خواستن ازّ و چزکردن
pozi
حالت مخصوص بخود گرفتن، حالت (ژست [مج] پز گرفتن برای عکسبرداری و غیره گرفتن) قیافهگرفتن، پز دادن خود را گرفتن
pretendi
(1) ادعا کردن، مدعی شدن (2) تظاهر کردن با لاف و [چیزی] گزاف بخودبستن
prilabori
(1) روی چیزی کار کردن، پروراندن، تکمیلکردن (2) به مرحله رشد معنوی رساندن، ورزیده کردن
pripluki
پول کسی را با نیرنگ و فریب ربودن کش رفتن، سرکیسه کردن
prirabi
کسی را از چیزی ساقط کردن مورد چپاول قرار دادن لخت کردن
priŝteli
دزد زده کردن لخت کردن
provizio
دستمزد واسطه و دلال، حقالعمل
pruda
متظاهر به شرم و حیا در مسائل جنسی، موقرنما جانماز آبکش
razio
یورش [در میان اعراب قدیم] (1) به منطقه دشمن و تاخت و تاز برای دستبرد یا ربودن زنان و بردگان (2) یورش پلیس و بازداشت دسته جمعی
ridindigi
بازیچه و وسیله خنده قرار دادن، بسخریه گرفتن دست انداختن
riski
(1) مخاطره کردن (2) قبول خطر کردن (3) با قبول خطر اقدام کردن دل به دریا زدن برای
ruza
نیرنگباز، مکار، محیل، فریبکار، دغل، مزور، روباه صفت آب زیر کاه
ruzi
نیرنگ زدن، حیله بکار بردن، مکر کردن، خدعه زدن دوز و کلک زدن
sabroregado
حکومت سرنیزه
sajniga batalo
جنگ ظاهری جنگ زرگری
samideanaro
تمامی اسپرانتو دانان
ŝanca
اتفاقی اللهبختی
sapei
با نقب سعی در خرابکاری کردن در، کسی] وسایل خرابی- سقوط یا بی‌آبرویی [مج] فراهم کردن (زیرآب کسی را کشیدن) [را
sendistinge
بدون تفاوت گذاری بطور چشم بسته
senhonoriĝi
بی آبرو شدن، رسوا شدن کنفت شدن
senhonta
بیشرم، بی‌حیا پررو، چشم- سفید، شوخ چشم
senkonsidere
بدون رعایت، بدون ملاحظات قبلی، بدون توجه بطور بی‌گدار
senkulpigita
تبرئه شده رو سفید
senruza
ساده دل، بی‌غل و غش، بی‌ریا، روراست بی‌شیله پیله
sensprita
فاقد نکته ظریف بی‌نمک
senti
حس کردن، احساس کردن، درک کردن بو بردن به،
senverva
فاقد شوق و ذوق، فاقد شور و نشاط، بیروح، بی دل و دماغ
ŝerci
شوخی کردن، مزاح کردن، مسخرگی کردن خوشمزگی کردن
silkraŭpo
نوزاد کرم ابریشم
simio
میمون، بوزینه، ممولی