واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

fitingo
قطعه اتصال در لوله کشی
flavigi
در آب دادن] (1) زرد کردن (2) فولاد را در فام یا مرز زرد آب دادن [فلزات
fleksosago
حداکثر دامنه خمش میله و مشابه
flinto
شیشه بلوری شکننده نور
flosado
(1) حالت شناوری (2) شنای پشت (3) روش جدا کردن ذرات سبک و سنگین از یکدیگر با شناور سازی آنها (فلوتاسیون)
flosilo
Q (1) گوی شناور اهرم دار (2) بدنه زورقی هواپیمای دریایی
foldolistelo
زهوار مغزی بین دو صفحه، نوار مغزی
formo
(1) شکل، ترکیب، ریخت، صورت نظم یا [مج] ظاهر (2) فرم یا قالب (3) ترتیب ظاهر کار (4) شیوه ابراز فکر
fotostato
دستگاه عکس برداری از اسناد و نقشه ها
frakcio
برخه، کسر (2) بخش (1) یا قسمتی از کل (3) گروه همعقیده در حزب- مجلس شورا و غیره (فراکسیون)
framo
قاب، کلاف، چهار چوب
frezi
فرِز کردن
frotilo
(1) هر وسیله مالیدنی یا سایشی برای نظافت (2) قطعه سایشی روی قطعه دیگر (3) جاروی زغالی دینام
gaŭgkrano
یکی از چند شیر آزمایش سطح آب دیگ بخار
gaŭgo
پیمانه مدرج
genuo
(1) مفصل زانو، زانو (2) زانو بعنوان توانایی و پایداری شخص (3) زانوی شخص سرپا ایستاده کنایه از عدم وابستگی او (4) زانو یا زانوان بعنوان بستر پرورش و مواظبت و غمخواری (5) مفصل، لوله زانویی و مشابه
giroskopo
دستگاه سمت یاب
giso
چدن
glacea
براق، صیقلی، جلا دار
helicero
یک دور کامل شیار پیچ
helico
منحنی مارپیچی (2) D (1) پروانه کشتی، ملخ هواپیما و مشابه
idlilo
آلت آزادکننده گردش یک چرخ
impregni
(1) باردار آبستن کردن را با املاح فلزات رنگ کردن [نسوج] (2) بافتها بخصوص] (3) با ماده پوششی اشباع کردن (4) با خوراندن ماده مخصوص [چوب را آماده کردن [و غیره را پارچه]
ina ŝraŭbkanelo
شیار داخل مهره
inercirado
چرخ طیار
ingoto
شمش، بویژه شمش طلا نقره و فولاد
injekti
تزریق کردن
injektoro
انژکتور، دستگاه تزریق کننده مواد غلیظ یا پودر
inkandeska
(1) تفته یا گرم شده inkandeskoتا حد سفیدی (2) مربوط به
intera kalibrilo
اندازه گیر داخلی
intertransmisiilo
ترتیبات یا مکانیزم ترانسمیسیون با سرعتهای متغیر
junti
مفصل دار کردن
kalandri
با استوانه های مخصوص پارچه کاغذ و غیره را مهره کشیدن
kalibro
(1) قطر داخلی استوانه تو خالی (2) قطر استوانه یا کره
kamo
بادامک، چرخ لنگ
kardanartiko
چهار شاخه یا مفصل کار دان
kardano
میله انتقال حرکت
kejlo
(1) میخ چوبی یا فلزی مخروطی شکل، کلید کوک سازهای زهی، گُوِه، خار، خار کلمه بیفایده ولی مناسب قافیه پاشنهدار (2) ŝtopvorto=پردازی
kliko
(1) جغجغه یا چرخ دنده و شیطانک و مشابه (2) دار و دسته توطئه گر
klucrisorto
فنر کلاچ
kolbaso
(1) کالباس، روده پر کرده با گوشت و ادویه (2) استوانه یا کپسول پارچه ای پر از باروت
komandi
(1) تحت فرمان نظامی داشتن (2) فرمان نظامی دادن (3) بوسیله حاکم بودن، [مج] مدار برق فرمان دادن (4) ریاست کردن بر، حکم راندن بر
komando
(1) فرمان یا حکم نظامی (2) کلمات فرمان نظامی (3) روش راهاندازی دستگاه
komparilo
طول سنج
kompilero
طرح برگردان یا ترجمه برای زبان برنامهریزی براساس توافق بینالمللی برای موارد علمی و فنیALGOL مثل برای موارد اداری و غیره، همگردانCOBOL
kompleto
(1) چیزی کامل، یکدست (2) مجموع قطعات لازم برای گردش درست ماشین
komponanto
جزء تشکیلدهنده هریک از نیروهای مرکب در رابطه با منتجه نیروها
kompresoro
دستگاه تهیه هوا یا گاز فشرده
kompti
در مورد دستگاه‌های] با اعداد مقدار جریان را [اندازهگیر مثل کنتورها اندازه گرفتن
kompunda
مرکب، چند جزئی، آمیخته، ترکیبی
konkurenci
رقابت کردن در بها*
kontaktofaco
سطح صاف و قابل اتصال پیشانی یا ناف لوله
kontrolmarki
اوزان و اندازه گیرها را بازبینی و برابر دستورهای دولتی علامتگذاری کردن
kranko
میله دو خم، میل لنگ
krankoŝafto
میللنگ
krescento
ماهک، قطعه هلالی، هلال
krio
ریشه ای یونانی بمعنی «سرما»
krisolo
بوته ریخته گری
kubuto
آرنج، مرفق (2) زانویی، (1) چیزهای مختلفی بشکل لوله زانویی
kulaso
(1) انتهای لوله قنداق تفنگ و انتهای لوله توپ و خزانه گلوله (2) سرسیلندر و محل احتراق در موتورهای احتراقی