واژه نامه - Vortaro

برای تایپ حروف کلاهدار اگر صفحه کلید شما اسپرانتو نیست از روش x استفاده کنید

kamufli
(1) با رنگ و تغییر شکل در] استتار کردن (2) پوشاندن یا مخفی کردن [مورد احساس و مشابه
kantonmento
توقفگاه - قرارگاه روستایی یا شهری سربازان
kaponiero
استحکامات کوچک برای شلیک جنبی
kaporalo
سر جوخه
kartoĉujo
فانسقه، قطار چرمین
kavaliero
خاکریز بلند پشت دیوار استحکامات برای دید بیشتر و امکان شلیک
kazemato
پناهگاه گنبدی شکل و ضد بمب زیر زمینی
kirastrupoj
واحدهای زرهی
klapcelilo
طبلک مدرج هدفگیری
klarioni
(1) شیپور را بصدا در آوردن (2) با صدای شیپور سربازان را خبر کردن
klindirekti
در [لوله توپ را] عمودی حرکت دادنجهت
klinilaro
آلت تنظیم لوله توپ در جهت هدف
kompanio
(1) تشکیل شرکت بازرگانی یا صنعتی (2) شرکت بازرگانی یا صنعتی (3) حضور بهمرسانی، همراهی (4) تجمع اشخاص یا همراهان (5) دستهای متشکل از چند گروهان
konsigni
(1) بوسیله راه آهن- کشتی به حق العمل کار برای فروش بحساب فرستنده (2) در [افراد] سرباز خانه آماده نگهداشتن
kontraŭmini
زیر «مین» دشمن را کندن و با نصب مین دیگر آن را نابود کردن
kordito
نوعی ماده منفجره قوی
korpuso
سپاه، لشکر، جیش
kupolo
(1) سقف گنبدی (2) محافظ زره دار توپ بشکل نیمکره
kurtino
حصار بین دو جناح قلعه
kvadrato
(1) مربع (2) مجذور، توان دوم (3) چیزی کم و بیش بشکل مربع (4) دستهای که در چهار جناح جبهه می‌گیرد (5) قطعه سرب برای پر کردن فواصل [در چاپخانه] حروف
loĝistiko
مبحث تمرکز و تدارکات ارتش، لجستیک، آمایش
lupkavo
گودال گرگ
majoro
سرگرد
mankanto
(1) غایب، شخص حاضرنشده در کلاس (2) سرباز مفقود الاثر
manovri
(1) مانور دادن، عملیات در مورد] نظامی و جنگی تمرین کردن (2) گروه‌های متشکل کشتی هواپیما قطار و جهتگیری کردن، خود را در جهت یا [مشابه مکان مورد نظر قراردادن، موضعگیری کردن تدبیر یا تمهید بکاربردن، نیرنگ زدن [مج] (3)
marteli
(1) با چکش کوبیدن (2) سرکوب با تکیه [مج] کردن، کوبیدن و ازهم پاشاندن (3) شدید روی برخی حروف و کلمات تکلم کردن
maski
(1) با نقاب مخفی کردن (2) با ظاهر فریبنده پوشاندن (3) نفرات را از دید دشمن پوشاندن
mini
کار گذاشتن [مواد منفجره] مین
mino
(1) کان، معدن (2) حفرهای که در آن ماده منفجره کار گذاشته می‌شود (3) مین
misilo
اسلحهای که با نیروی داخلی خود بطرف هدف رانده می‌شود
mitralo
دریچه (1) مسلسل (2) دولختی، دریچه میترال
municio
ساز و برگ جنگی
napalmo
ناپالم ماده آتش زا
objektivo
(1) دستگاه عدسی دوربین (2) آماج، نقطه یا خط مورد شلیک یا تصرف، نقطه هدف
obuso
گلوله توپ
ofensivo
تعرض، تهاجم
oficiro
(1) افسر (2) صاحب منصب، [در سلکها بویژه در قدیم] مأمور عالیرتبه عنوانی بین شوالیه و سر کرده یا ارشد گروه
operaco
عملیات لشکر کشی و جنگی
paradoso
خاکریز حفاظتی پشت [در جبهه] سر سربازان
paralelo
خط موازی (2) سنگر یا (1) خندق موازی خط دشمن
parlamentario
مأمور مذاکره با فرمانده دشمن یا نمایندگان او در زمان جنگ
plotono
دسته، رسد
posteno
(1) محل مراقبت، پست نگهبانی، محل استقرار (2) وظیفه یا موقعیت اداری، مقام اداری، منصب
pozicio
(1) حالت یا وضع، موقعیت مکانی (2) مقام، شأن، مرتبه (3) موضع، موقعیت نحوه قرارگرفتگی تدافعی یا حمله (4) حرف صدادار در یک مقطع کلمه یا هجا
prajmo
چاشنی دان [در گلوله]
premi
(1) زور دادن، فشار آوردن به، در فشار یا زیر فشار قرار دادن، [مج] (2) تحت فشار روحی قرار دادن (3) تحت تعدی کردن [مج] فشار پس زدن (4)
progresi
(1) پیشرفت کردن، پیش افتادن، ترقی کردن (2) پیشروی کردن
reduktejo
آخرین موضع دفاعی
reduto
(1) استحکامات خاکی بالماسکهMaskobaloصحرایی (2)
remonto
(1) قسمت خدمات ارتشی که وظیفهاش تحویل اسب به جنگاوران بوده (2) اسبهای تازه نفسی که بمنظور فوق نگهداری میشده
rendevuo
(1) قرار ملاقات، میعاد (2) قرار اجتماع لشکر یا کشتیهای جنگی
retreto
(1) پسنشینی (2) کنارهگیری از دربار- از سمت های مربوط به اجتماع یا از زندگی اربابی شهری
salto
پرش، جهش، جفت زنی، خیز زنی هر یک از مواضعی که بطور پی در پی اشغال می‌شود
saluti
(1) سلام گفتن به، سلام فرستادن به، درود گفتن به، اظهار ادب کردن به (2) با شلیک توپ ادای احترام کردن به (3) درود فرستادن، تحیت گفتن، تهنیت گفتن [مج]
sapeo
نقب زیر دیوار برای واژگون کردن آن
sektoro
در] D قطاع دایره (2) D (1) حجم حاصل از دوران قطاع حول [مورد کره محور شعاعی خود (3) منطقه عملیات واحد قسمتی از کل با ساختاری متمایزبزرگ (4)
skadro
eskadrono= اسواران
slosilpozicio
موضع یا موقعیت کلیدی
ŝrapnelo
گلوله انفجاری یا افشان