واژه‌های فارسی‌تبار در اسپرانتو

بیشتر واژه‌های اسپرانتو از زبان‌های اروپایی، به‌ویژه لاتین، فرانسوی و ایتالیایی، آمده‌اند. ولی برخی از همین واژه‌های اروپایی خودشان قرن‌ها پیش از فارسی وام گرفته شده‌اند، گاهی از راه عربی، ترکی یا یونانی. برای همین فارسی‌زبان‌ها در اسپرانتو به چند واژهٔ آشنا برمی‌خورند.

فهرست واژه‌ها

اسپرانتو

معنی

از فارسی

‎bazaro‎

بازار

بازار

‎karavano‎

کاروان

کاروان

‎paradizo‎

بهشت

اوستایی ‎pairi-⁠daēza‎ («باغِ دیواردار»)، هم‌ریشهٔ «پردیس» و «فردوس»

‎ŝaho‎

شاه

شاه

‎ŝako‎

شطرنج

شاه (از راه عربی و لاتین)

‎ŝakmato‎

کیش و مات

شاه مات

‎kiosko‎

کیوسک، دکهٔ کوچک

کوشک (از راه ترکی)

‎divano‎

کاناپه، مبل

دیوان

‎ŝalo‎

شال

شال

‎tulipo‎

لاله

دلبند (از راه ترکی؛ گل را به دستار مانند کرده‌اند)

‎turbano‎

دستار، عمامه

دلبند

‎jasmeno‎

یاسمن

یاسمن

‎spinaco‎

اسفناج

اسپاناخ، اسفناج (از راه عربی)

‎oranĝo‎

پرتقال

نارنگ، نارنج (از راه عربی)

‎limono‎

لیمو

لیمو (از راه عربی)

‎pistako‎

پسته

پسته (از راه یونانی)

‎sukero‎

شکر

شکر (از راه عربی)

‎piĵamo‎

پیژامه

پاجامه (از راه هندی و انگلیسی)

‎magio‎

جادو

مُغ (روحانیان ایران باستان)

‎derviŝo‎

درویش

درویش

‎ŝakalo‎

شغال

شغال (از راه ترکی)

‎nafto‎

نفت خام

احتمالاً نفت (از راه یونانی)

در برخی از این واژه‌ها، مثل لیمو، شکر و نارنج، فارسی خودش واسطه بوده و ریشهٔ کهن‌تر واژه به زبان‌های هندی یا دیگر می‌رسد.

راه درازِ یک واژه

ماجرای ‎ŝako‎ (شطرنج) خواندنی است. «شاه» در شطرنجِ ایرانی به عربی رفت، از آنجا به لاتینِ سده‌های میانه رسید و نام خود بازی شد: ‎scacchi‎ در ایتالیایی، ‎échecs‎ در فرانسوی و ‎chess‎ در انگلیسی. اسپرانتو هم ‎ŝako‎ را برگزید. «کیش و مات» در اسپرانتو ‎ŝakmato‎ است؛ همان «شاه مات» فارسی.

واژه‌سازی با ریشه‌های آشنا

این ریشه‌ها هم مثل هر ریشهٔ دیگری با پسوندهای اسپرانتو واژه‌های تازه می‌سازند:

  • ‏‎ŝak + -⁠ist-⁠ + -⁠o‎: ‎ŝakisto‎،‏ شطرنج‌باز

  • ‏‎bazar + -⁠ist-⁠ + -⁠o‎: ‎bazaristo‎،‏ بازاری، فروشندهٔ بازار

  • ‏‎karavan + -⁠ej-⁠ + -⁠o‎: ‎karavanejo‎،‏ کاروان‌سرا

پسوندها | اسپرانتو در ایران

واژه‌های فارسی در زبان اسپرانتو - ستاره سبز